الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٧ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
خدائى است كه تصديق در ميعاد او نمايند و او رفع ظلم از عباد و قايم بقسط و داد در خلق و عدل يوم المعاد بر ايشان در حكم و فعل نمايد و حدوث تمام اشياء شاهد ازليت و مصنوعات او نشانه قدرت و عدم عجز او بر ايجاد و فطرت است ، و اضطرار موجودات بسوى فناء و عدم قدرت ايشان بر امتناع و ابا و اطاعت دليل دوام بقا رب العزت است ، او واحد است نه به عدد و دائم است بلا امد و قايم است بلا عمد ، يعنى قايم بذات است بغير اعتماد اثر چيزى نماند و اذهان باو رسد ليكن نه بملامسه و شاهد او گردد اما نه بمرأى و نه بمحاضره ، يعنى رؤيت حضرت جبار بعين ابصار در حال و در آجال محال است ، اوهام را احاطه بذات واحد علام نيست ، بلكه ذات كامل الصفات متجلى بر اوهام گردد و به اين سبب ممتنع از رؤيت است ، ذى كبر نيست كه بنهايت ممدد گردد تا از روى جسميت بزرگ شود ، و ذى عظم نيست تا بغايت رسد تا از روى عظمت صاحب جسد و جثه گردد ، بلكه از روى شأن و اعظم است از روى سلطانى . و از جمله خطب حضرت كه استدلال وجود بر خداى تعالى بعجايب خلقت بعضى از حيوانات و اصناف آن و غيرها نمود اين است كه از لسان معجز نشان فرمود كه :
اگر خلايق فكرت در عظمت قدرت خالق و جسامت نعمت رب العزت نمايند ، هر آينه ايشان را معرفت تمام بحضرت واحد علام حاصل گردد و بيقين و از خوف عذاب حريق مراجعت بطريق تحقيق نمايند لكن دلهاى خلايق بواسطه ء قساوت عليل و ابصار ايشان معيوب و ذليل است ، آيا نظر نمينمايند بكوچكترين مخلوقات حضرت خالق الارض و السموات كه خلقت آن چگونه