الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٦ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
گرداند يا بواسطه حصول ملال كه در تصريف و تدبير امور دنيا سانح ذات حضرت واجب تعالى شانه گشته آن را فانى و معدوم گرداند يا آنكه به واسطه تحصيل راحت خود ايجاد آن نموده باشد كه آن راحت بذات ايشان عايد گردد ، و نيز افناء دنيا بواسطه ثقل چيزى از آن بر حضرت واجب تعالى نيست و طول بقاء دنيا سبب ملال ايزد متعال نشده تا آن داعى ذو الجلال به افناء و اختلال دنيا گردد ، ليكن حضرت مهيمن سبحان تدبير دنيا بلطف و امساك آن بامر و استحكام آن بقدرت بىپايان خود نمود ، و بعد از فناء دنيا باز قادر كارساز اعاده و ايجاد دنيا و ساز آن بغير احتياج بآن و بدون استعانت و استمداد به چيزى از دنيا نمايد ، و ايجاد دنيا در كره ء ثانيه نيز بواسطه تصريف از حال وحشت خود بجهت استيناس من غير شبهة و التباس نخواهد بود و نيز ايجاد آن بجهت انتقال از حال عمى و جهل حضرت عز و جل بسوى علم و التماس عمل يا از فقر و حاجت بغنا و ثروت يا از ضعف و ذلت بواسطه طلب و تحصيل عزت و قدرت خود نخواهد نمود ، بلكه بمجرد اراده و مشيت به غير امداد و استعانت ايجاد دنيا كرت ثانيه خواهد نمود .
و اين خطبه ديگر نيز از آن سرور مروى و مشهور است كه فرمود :
حمد و سپاس مر پروردگارى را سزاوار و درخور است كه شواهد ادراك او ننمايد و مشاهد احاطه كنه او نفرمايد ، و نواظر او را نبيند ، و سواتر بىشبهه و ارتياب ستر و حجاب او ننمايد ايجاد و احداث خلق و فطرت آن دليل قدرت قادر سبحان و حدوث خلقان برهان وجود حضرت واجب الوجودى آنست و بىاشتباه انسان عالمست بر آنكه قادر منان را شبيه و نظير نيست ، آنچنان