الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٠ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
از آن منزه و مقدس است ، پس آنچه در تصور متصور و در ذهن او درآيد في الحقيقه آن در عرف آلت نيست كه دلالت بر وجود معبود نمايد يا هادى و مؤدى بسوى معرفت او فرمايد :
خلاصه معنى كلام حضرت امام الانام آنكه هر صفت از صفات كه انسان تصور انصاف ذات ايزد منان بآن نمايد و گويد ذات حضرت قادر منان متصف است ، آن خلاف واقع بيان است و ذات عز و جل اطهر و اجل از آنست كه مقلوب بخاطر بشر مركب بهيولى و عنصر گردد پس ذات مهيمن داور سواى آن امر متصور است ، چنانچه عارف فرمايد :
شعر :
< شعر > آنچه پيش تو غير از آن ره نيست غايت فهم تست الله نيست < / شعر > و در خطبه ديگر آن امام الجن و البشر ميفرمايد كه :
حمد سپاس و شكر بيرون از قياس درخور ذات واجب الوجوديست كه ذات عديم المثال و شامل بحد تعريف و محسوب بعد و توصيف نيست زيرا كه ادوات تجديد و تعريف نقش خود نمايد و آلات اشاره بسوى نظاير و مشابه خود فرمايد ، و ذات مقدس خالق الارض و السموات از اين ادوات و آلات منزه و مبرا است ، چنانچه قدامت دوام ذات ابديت او مانع است از استعمال كلمه منذ كه موضوع از براى ابتداى زمان است و ازليتش حامى ذات واحد بارى است از استعمال لفظ قد مستعمل از براى زمان قريب بحال و حاضر و كماليت ذاتش مجتنب و محترز است از استعمال لو لا تكمله زيرا كه اين كلمات هر يك موضوعند از براى زمان و غير آن ، و حضرت قادر سبحان ذى زمان و مكان