الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨٧ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
بصلاح و تقوى قدرت تأديه حق و جرأت بيان شمه ء از خصايص صفات پسنديده ايزد مطلق نتوانند نمود لايق آنچنان خدا نيست كه تا كمال همت دانائى و عوض فكرت و زيركى ادراك آن نتوانند فرمود ، خدائى كه صفات كمالش را حد محدود و نعوت جلالش را بيان موجود و وقت معدود و اجل ممدود نيست فطرت و ايجاد خلايق بقدرت و نشر رياح برحمت خود نمود ، ميدان زمين خود را بأوتاد جبال و سبع طباق رواق افلاك را بغير استعانت و اختيال استوار و برقرار گردانيد به نوعى كه در نظام آن خلل و فساد ظاهر و عيان نيست اول دين و اصل ملت شناخت و معرفت رب العزتست ، و كمال معرفت و تصديق است بذات او و كمال تصديق باو اقرار به توحيد و يگانگى اوست و كمال توحيد اخلاص و يك جهتى بحضرت اله غنى است ، و كمال اخلاص از براى خالق البريات آن است كه نفى صفات مخلوقات از ذات فايض البركات او نمايند زيرا كه هر صفت شاهد است بر آن ايزد سبحان موصوف نيست به آن و هر موصوف شاهد است بر آنكه آن صفت موجود نيست در ذات حضرت قادر منان پس كسى كه خداى اقدس را موصوف گرداند بصفت آن كس ذات او را مقرون گرداند بچيزى و هر كه براى او قرين پيدا كند ، پس او را مثنى گرداند و آنكه او را مثنى داند پس او را مجزا گرداند و آنكه او را مجزا گرداند پس آن كس جاهل است بذات خداى مقدس و هر كه جاهل از حقايق ذات كامل او باشد اشاره به سوى او نمايد و آنكه اشاره بسوى او كند پس او را حد و مكان مقرر گرداند و هر كه او را محدود داند او را معدود گرداند ، و اگر كسى گويد كه : خداى تعالى در چه