الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨٦ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
عايشه چون اين سخنان از حضرت رسول آخر الزمان شنيد گفت :
يا رسول الله اميدوارم كه قبل از حصول و وصول آنچه از تهديد و از وعيد كه مرا بآن موعود گردانيديد ، خداى تعالى مرا بميراند و به آن بليات گرفتار نگرداند ، حضرت نبى شافع العصاة في العرصات گفت :
هيهات هيهات ، اى عايشه بآن خداى كه نفس من بيد قدرت او است ، آنچه گفتم همان نوع بخير ظهور ظاهر و عيان گردد ، و گوئيا من آن را به ديده ء عيان مشاهده مينمايم ، بعد از آن حضرت رسول آخر الزمان به من گفت : يا على برخيز كه وقت نماز ظهر است در آن هنگام بلال را باذان نماز امر نمود ، بلال حسب الأمر رسول واهب متعال اذان و اقامت مؤدى فرمود حضرت رسول بىنياز فريضه نماز و عبوديت و نياز ايزد كارساز بجاى آورد و ما با او نماز گزارديم ، و آن حضرت در مسجد قرار گرفت .
ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است ، از آنكه لايق او نيست از صفات مصنوعين از جبر و تشبيه و رؤيت ، و رفتن ، و آمدن ، از صنعت بغير زوال ، و از انتقال از حال بحال .
مروى و منقولست كه : حضرت امير المؤمنين ( ع ) روزى در أثناى خطبه و مجارى كلام و مخاطبات و محاورات آغاز و انجام آن بدين نهج انصرام و انتظام داد كه : حمد و سپاس و شكر فوق از تعداد و احساس كه حامدان فصيح لسان سريع البيان بمدحت آن نرسند و حصر و شمار نعم متوافره ء متكاثره از اندك و بسيار او بتمادى و توالى ليل و نهار نكنند ، و مجتهدين دانا و علماء