الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧٦ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در اعتذار آنكه با جماعت سابقين كه دعوى امارت و خلافت كردند مقاتله و مجادله ننمود و با متأخرين از طوايف ناكثين و قاسطين و مارقين به جهت بغى و خروج ايشان قتال و جدال نمود
اكرم باسم براى من بيان كرد ، و فرمود كه تو مجاهده با امتان من كه مخالف قرآن و خلاف سنت من به علانيه يا پنهان نمايند و با جمعى كه عمل برأى در دين حضرت رب العالمين نمايند نمائى ، زيرا كه هيچ رأى در دين خداى تعالى نيست و آن همه امر و نهى است و در امر و نهى برأى عمل نمودن دور از قاعده و صواب است .
من گفتم : يا رسول الله در روز قيامت در هنگام خصومت امت مرا برب العزت و به فلاح و رستگارى از بليت ارشاد و هدايت نمائى آن حضرت ( ص ) فرمود كه نعم آرى ، هر گاه بدان نهج قرار گيرد شما اقتصار و اختصار بر هدايت كنيد هر گاه قوم شما اختيار هوا بر هدى نمايند و ميل بهوا فرمايند و از قرآن برأى گرايند و عمل بظواهر آيات قرآن ننمايند بايد كه شما بقدر الوسع و الامكان آن جمعى بىمعرفت و عرفان از روى ايشان كه بسبب مشتهيات چيزهائى كه بواسطه ء استقرار و اطمينان اين جهان پريشان طارى و عيان گرديد به تتبّع حجج از قرآن بگردان ، پس البته بايد كه تو عطف رأى خود بقرآن نمائى و هر گاه قوم بىآزرم عاقبت و خام تحريف كلم قرآن از مواضع كلام ايزد علام نمايند و امراى طامعه يعنى بنو عباس و بنو اميه و قاده ء ناكثه يعنى زبير با متابعان و طلحه و فرقه ء قاسطه ، يعنى اهل شام با سعد وقاص و معاويه و تبعه و گروه مارقه ، يعنى خوارج نهروان و فرقه ء باغيه اهل كذب ، مردى از حق و متابع هواى مطغى از طريق راستى و صدق كه هر كس ايشان از كثرت مشتهيات هوا و هوس تابع نفس خود گشته از طريق رضاى حضرت ايزد منان برگشته اند و باهل شبه شديده و آن جمعى ناپسنديده اصلا اعتماد ننمائى