الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧١ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در اعتذار آنكه با جماعت سابقين كه دعوى امارت و خلافت كردند مقاتله و مجادله ننمود و با متأخرين از طوايف ناكثين و قاسطين و مارقين به جهت بغى و خروج ايشان قتال و جدال نمود
خلاصه معنى كلام صدق التيام امام الانام على ابن ابى طالب ( ع ) آنكه بنوع ياران بيشتر تصرف در امر خلافت بغير حق كردند و من بواسطه عدم معين و ناصر صبر كردم كره ء ثانيه همان معنى را منظور و مرعى داشته باز در آن امر صبر كردم و دنياى شما را كه در نزد من از عطسه نيز كمتر بلكه بىثباتتر است بنزد شما مىانداختم و اصلا بآن نمىپرداختم ليكن بواسطه ء امور مذكور از قبول قول شما برنگشتم و متحمل اين شدايد بيرون از حد حصر گشتم .
ابن عباس رضى الله عنه ميفرمايد كه چون ولى ايزد وهاب كلام باين محل و مآب رسانيد مردى از اهل سواد كه واقع است ميان بصره و كوفه كتاب بدست ولايتمآب داد ، آن حضرت بعد از فتح مكتوب مشغول گرديد بقرائت آن و چون از آن فارغ شد گفتم :
يا امير المؤمنين اگر مقالات معجز سمات كه قطع نمودى باز بيان - آن امتنان ما را نمائى عين مرحمت و احسان بلكه اشفاق بيرون از حيز بيان است حضرت امير المؤمنين على ( ع ) گفت :
يا ابن عباس ، هيهات ، هيهات آن شقشقه بود كه صادر و عيان گرديد و باز مراجعت و معاودت بمكان خود نمود و شقشقه عبارت از آن چيزى است كه شتر در ايام مستى از كنار زبان بيرون آورده پر باد گرداند و بعد از مدت قليل آن را بمقام خود برگرداند .
ابن عباس گفت : مرا در ايام حيات بر هيچ چيز تأسف و تفجع از فوت آن زياده از فوت و قطع كلام معجز نظام حضرت امير المؤمنين ( ع ) در آن روز نبود ، بر زيركان معانى و بيان و عارفان لطايف و نكات سخنان واضح و عيان