الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٦٤ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در اعتذار آنكه با جماعت سابقين كه دعوى امارت و خلافت كردند مقاتله و مجادله ننمود و با متأخرين از طوايف ناكثين و قاسطين و مارقين به جهت بغى و خروج ايشان قتال و جدال نمود
و مقداد و ابو ذر بودند ، و آنكه معتضد و پناه من در دين حضرت اله بود از اهل بيت من مسافرت اختيار نمود و من تنها در ميان ده نفر كه به عهد زمان جاهليت فريبنده شدند ، عقيل و عباس باقى و براساسم اشعث بعد . از استماع كلام صدق التيام امير المؤمنين على ( ع ) گفت :
يا امير المؤمنين ، كار عثمان نيز به همين عنوان بود ، چون اعوان ، و انصار در اجراى احكام شرع رسول مختار نداشت دست از امر بازداشت تا آنكه مظلوم كشته شد ، حضرت امير المؤمنين على ( ع ) گفت :
يا ابن الخماره ، اين مقدمه ما را نسبت بكار عثمان كه تو قياس به آن نمودى نيست ، زيرا كه او در مجلس كه محل جلوس او نبود نشست ، و ردائى كه زيادتى بر او داشت آن را به اراده ء پوشش برداشت ، و كشتىگيرى با حق نمود ، چون تاب آن نداشت بسر درآمد و حق او را از زمين برداشت و به آن خداى كه محمد ( ص ) را بحق بر خلق فرستاد اگر روزى كه برادران بنو تيم چهل نفس بيعت كرده بودند و با من بر قول خود اقامت و متابعت مينمودند با همان جمع قليل عباد در راه خداى تعالى چندان جهاد مىكردم كه عذرم نماندى و حيات از بدنم دست افشاندى .
بعد از آن فرمود : اى معشر مردمان اشعث در نزد خداى تعالى به موازنه پر پشه نيست ، بلكه او در دين خداى معز كمتر از عفطه بز است و عفطه شبه عطسه است ، يعنى او ثبات و استقامت اصلا در دين و ملت ندارد و روايت كردند جمعى از اهل نقل از طرق مختلفه از ابن عباس رضى الله عنه كه گفت : من روزى در خدمت حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در رحبه