الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٦١ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در اعتذار آنكه با جماعت سابقين كه دعوى امارت و خلافت كردند مقاتله و مجادله ننمود و با متأخرين از طوايف ناكثين و قاسطين و مارقين به جهت بغى و خروج ايشان قتال و جدال نمود
قبطيان لئام نمود بىشبهه و ارتياب آن كس كافر مرتابست ، و اگر قائل بعذر گردد كه آن رسول عالى قدر متكلم باين كلام در هنگام عذر گرديد پس عذر وصى نبى بيشتر و او در مظان خوف و بيم معذورتر باشد .
پنجم : مرا اقتدا به برادر موسى هرون عليهما سلام الله تعالى است چنانچه حقيقت احوال آن نبى رفيع الشأن در قرآن مسطور و عيان است ، و خداى متعال فرموده است كه :
* ( قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكادُوا يَقْتُلُونَنِي ) * ( آيه ١٥٠ سوره اعراف ) : پس اگر قائلى گويد كه : حضرت هرون بغير خوف و بيم متكلم به اين حرف و سخن گرديد آن كاذب ابتر بىشك و ريب كافر است ، و اگر گويد : كه ضرورت و عذر سبب تكلم باين كلام گرديد ، پس در هنگام ضرورت وصى معذورتر باشد .
ششم مرا اقتدا و تأسى ببرادرم خير البشر محمد ( ص ) است ، زيرا كه آن حضرت باقبال سعادت بغار تشريف ارزانى داشت مرا بفراش خويش گذاشت ، اگر قائلى گويد كه : پيغمبر حضرت واحد غفار بغير خوف و بيم به آن غار رفت آن قائل بيخبر بىشبه كافر است ، و اگر گويد : كه آن رسول مختار اختيار اين كار از روى خوف و اضطرار نمود ، پس وصى او در هنگام ضرورت و اجبار به يقين در اختيار مثل آن كار معذورتر باشد ، چون امير المؤمنين على ( ع ) كلام باتمام رسانيد جميع مستسعدين آن مجلس دار السلام بالتمام بر پاى خاستند و معروض رأى فيض اقتضاء آن امام الورى گردانيدند كه :
يا امير المؤمنين ( ع ) الحال ما دانستيم كه قول قول شما است و ما در