الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٥٣ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) بر خوارج در وقتى كه آن حضرت را بر تعين حكم ملجأ گردانيدند
ننمود .
خصلت ششم :
آنكه او وصى حضرت نبى الورى بوده و آن را ضايع نموده . چون ابن عباس رضى الله عنه اين اعتراضات لاطايله ء آن طايفه ء خوارج استماع نمود به خدمت مقدسه ولى رب العزت مراجعت فرموده حقايق معروض رأى فيض اقتضاء حضرت امير المؤمنين على ( ع ) گردانيد و گفت :
يا مولى مقالت قوم و اعتراضات آن طايفه ء مذموم شنيدى شما به جواب صواب آن أحق و أولى و أليق و أحرى خواهيد بود .
حضرت فرمود : نعم ، چنين است با ابن عباس از ايشان اعلام و استفهام نمائى كه آيا راضى بحكم خداى تعالى و امر رسول مجتبى هستند يا نه ؟ چون ابن عباس از آن جماعت استعلام نمود ، گفتند : بلى ما راضى بحكم خدا و رسوليم ، آنگاه حضرت ولى الله فرمود :
من در جواب ابتدا نمايم بآنچه شما در سؤال مقدم داشتيد ، بدانيد كه من در ايام حيات حضرت سيد البريات كاتب وحى و قضايا و راقم شروط و امان جميع برايا بودم ، روزى كه مصالحه فيما بين ابا سفيان و سهيل بن عمرو با حضرت پيغمبر ( ص ) واقع شد من بحكم آن سرور نوشتم كه :
* ( بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * ، اينست آنچه صلح بر آن نمود محمد رسول خداى معبود با ابا سفيان صخر بن حرب و سهيل بن عمرو ، و چون نزد آن طايفه بردند سهيل بن عمرو گفت :
ما رحمان الرحيم را نمىشناسيم و مقر برسالت تو من عند الله نيستيم