الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٥١ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) بر خوارج در وقتى كه آن حضرت را بر تعين حكم ملجأ گردانيدند
رد امر به سوى خداى تعالى عبارت از رجعت بحكم كتاب رب العزة است و رد برسول كنايه بلكه صريح از فرا گرفتن به سنت رسول است .
پس اگر قوم راضى بحكم و تصديق كتاب عزيز وهاب نمايند ما احق مردمان به آن امريم و اگر حكم بسنت رسول فرمايند باز ما اولى از تمامى انس و جان بآن امريم .
اما آنكه گفتند در تحكيم مدتى مقرر گرديد كه ميان شما و قوم ممتد و مستمر باشد ما اين كار بواسطه ء آن كرديم تا حال جاهل مبين و حال عالم و كامل يقين و بين و ظاهر گردد و مرا اميد است كه بوسيله ء اين مصالحه كار امت محمد ( ص ) اصلاح يابد و هر احدى بتقاضاى نفس خود در آن فساد ننمايد پس تو اى سايل با ظهور و بيان حق منقاد غى و ناحق شدى .
و مروى است كه : حضرت امير المؤمنين على ( ع ) عبد الله بن عباس را بنزد خوارج فرستاد چه آن جماعت از جايى كه آن حضرت بنفس نفيس خود اين طايفه را تواند ديد يا حرف آنها بايد شنيد دور بودند چون ابن عباس به پيش آن جماعت رفت گفت :
اى ياران ، عجب است از امثال شما مردم كه مرتكب اين امر ناملايم گشته از امام ياغى شده و برگشتيد ؟
ايشان گفتند : ما از صاحب تو بسيار بسيار آزرده ، بلكه بيزاريم زيرا كه ما خصال چندى از على مشاهده مينمائيم كه همه كفر موبقه است ، كه او را به آتش دوزخ ميرساند .
اما خصلت اولى :