الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤٤ - ذكر بيان كتابت كه محمد بن ابى بكر از روى احتجاج به معويه لجاج مكتوب گردانيد
ايشان بشرع سنت خود نمود اول آن كسى كه اجابت و انابت و قبول اسلام و اطاعت آن سيد الانام فرمود ، برادر و ابن عم او حضرت امير المؤمنين على ( ع ) بود كه تصديق آن حضرت بغيب مكتوم و سر مكنون مختوم نمود ، و اختيار نبى المختار بر جميع خويش و وقايت و محافظت او از همه مكروهات و اذيات قريش فرمود و مواسات بنفس و جان خود بجهت آن سيد البريه در تمامى مكان مخوف نمود و حال آنكه تو تو باشى و او او كه بيشتر از تمامى هاشمى در جميع خير مبادرت و پيش دستى مىنمود ، و تو لعين ابن لعين و پدرت ابى سفيان پيوسته باغى دين حضرت ربّ العالمين بوديد اراده مساوات در فضل و ساير كمالات بآن حضرت دارى ؟
فيا عجباه در اين باب ، تعجب بسيار است و حيرت بىشمار ، زيرا كه تو و پدرت هميشه در پى غايله و مدام در فكر مكر و حيله بوديد ، و اجتهاد بسيار در باب اطفاى نور ايزد تعالى و حميت بر پراكندگى اين طايفه اخبار نموديد و بذل اموال بادانى و أقاصى رجال در قبايل بارازل و أماثل براى مخالفت اين سلسله طيبه اشرف الأعيان و القبايل صرف فرموديد ، و سلوك پدرت با نبى الرحمه و اهل بيت النبوه همين نوع بود تا در ربقه ء حيات مستعار بود و الحال تو را بجاى خويش گذاشت ، ويل لك :
چاه ويل مقر و مسكن تو باد تو چون برابرى با امير المؤمنين على ( ع ) توانى نمود كه آن حضرت وارث رسول ( ص ) و وصى نبى الابطحى و ولى مردم و اول متابعان پيغمبر آخر الزمان از امم و آخرين ايشان است به عهد و پيمان با سيد عالم چه آخرين كسى كه در هنگام وفات نبى الأقدس