الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤١ - ذكر بيان آنچه حضرت امير المؤمنين ( ع ) در اثناى كتابت كه معويه قلمى مىنمود ، بعمرو عاص مكتوب فرمود
معويه گفت : اى عمرو تو بطريق ساير عسكر در حق عمار ياسر غلط كردى زيرا كه ما عمار را بقتل نياورديم و او را دلالت بقتال و جدال هيچ امت نكرديم بلكه او را على بقتل رسانيد كه او را دلالت بمقاتله ارباب ملت نموده در ميان تير و شمشير غازيان ما انداخت تا آنچه بموجب قضا و قدر براى عمار ياسر مقرر بود باو رسيد چون مقالات كاذبه و مكالمات غير صادقه معويه و عمرو عاص بسمع اشرف حضرت امير المؤمنين ( ع ) رسيد گفت :
اگر قياس كار بقول معاويه و عمرو عاص و بامثال اين گفتار باشد ، لازم آيد كه قاتل حمزه بيقين حضرت سيد المرسلين باشد ، چه آن حضرت او را راه نمائى و دلالت به جهاد ارباب بدعت و كين نموده ، در ميان سيوف و رماح مشركين انداخت تا بشهادت رسيد .
ذكر بيان آنچه حضرت امير المؤمنين ( ع ) در اثناى كتابت كه معويه قلمى مىنمود ، بعمرو عاص مكتوب فرمود :
اى عمرو عاص ، تو دين خود را تابع دنياى مردى گردانيدى كه غىّ او بر همگان ظاهر و مشهور و هتك سترش بر او بر هيچ عاقل مخفى و مستور نيست كريم شريف بمجلس او معيوب و حكيم بوسيله ء مخالطت و مجالست او به سفاهت منسوب است ، تو تابع اثر و طالب فضل و هنر او شدى ، چنانچه كلب تبعيت شير بجهت فضله كه از مخلب او ماند نمايد و منتظر و مترقب فواضل فريسه و شكار او باشد كه بواسطه ء او چيزى بيندازد تا درربايد ، پس تو تضييع دنيا و آخرت بواسطه ارتكاب اين عمل و حركت نمودى اگر تابع حق و متابع اهل