الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٣٨ - ذكر بيان كتابت كه حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در جواب كتابت ، و نوشته معاويه ارقام نمود
جمعى را برانگيخت تا فساد كردند و بعد از آن قوم را تحريص و ترغيب بقتل من نمودى من ايشان را بكتاب خداى عز و جل گذاشتم اما آنچه تو مركوز خاطر خود گردانيدى و اراده دارى كه بحيز عمل آرى آن از بابت خداع و فريب صبيان است ، از پستان مادرشان كه در اول فصل شير گرفتن ايشان معمول گردانيد و سلام من باد بكسى كه اهل اسلام است .
ذكر بيان كتابت كه حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در جواب كتابت ، و نوشته معاويه ارقام نمود :
فسبحان الله ، اى معويه ، متابعت تو بر هوا و هوس و دواعى و خواسته و خواهش نفس است و اختيار و تبعيت از ميل بغايت بسيار است با تصنع حقايق شرعيه و اطراح و تيغهاى محكمه كه حضرت رب العزت ترا مطالعه كنند به آن و بندگان ايزد منان را بر تو حجت است بر آن اما كثرت احتجاج تو بر ما در باب قبيله ء عثمان مرا در آن امر تعجب فراوان است ، زيرا كه تو نصرت عثمان در جايى كه نصرت راجع و عايد بتو شدى مينمودى ، و هر جاى كه نصرت به تو رجعت ننمودى او را مخذول و منكوب نمودى ، چنانچه حقايق آن بر همگان واضح و عيان است و السلام .
روايت است از ابو عبيده كه : معويه كتابت بخدمت حضرت على ( ع ) مكتوب گردانيد كه مرا فضايل بسيار و كمالات بيشمار است ، زيرا كه پدرم در زمان جاهليت سيد القوم و بعد از آن پادشاه ايشان شد در ايام اسلام و پيغمبر داماد ما بود و ما صهر رسول الله ( ص ) و كاتب وحى و خال المؤمنين بوديم و فضايل ديگر نيز داريم .