الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٣٥ - ذكر بيان احتجاج كتابت كه حضرت امير المؤمنين حيدر در مرتبه ديگر بسوى معويه مكتوب گردانيد
گردانند و او از آن تهمت مبرا و منزه بود : و ما اردت الا الاصلاح ما استطعت و ما توفيقى الا با لله عليه توكلت و اليه انيب ، و آنچه ذكر نمودى كه مرا و اصحاب مرا در نزد شما بغير شمشير چيزى نيست ، پس بدرستى و تحقيق كه از اين كلام عالمى را بخنده آوردى بعد از آنكه اين سخن از من بعاريت به تن برداشتى آيا هرگز ديدى كه بنو عبد المطلب در هنگام جدال و حرب از دشمن ترسيده مضطرب گردند ، و به شمشير غير خايف گشته از جنگ و قتال برگردند ؟ شما را اندك صبر در اين امر در كارست ، اينست كه فلانى از مبارزان من بتو ميرسند و زود باشد ترا كه در ميدان رزم طلب كند آن را كه تو او را طلب داشتى و بسيار بسيار نزديك به تو آيد آنكه تو از او دورى اختيار نمائى و مرا نيز در تعاقب او با جيش از مهاجر و انصار و تابعين باحسان و باقى عساكر نصرت مآثر كه هجوم و ازدحام اين طايفه بغايت سخت و گرد و غبار اين جماعت بينهايت متساطع و مرتفع گردد ، همگى و تمامى ملبس و مسربل بسراويل مرگ گشته رسيده دانيد چه اين جماعت و مردم ملاقات و جهاد اعداء دين را دوستر از لقاى پروردگار ايشان دارند و ذريات و عشاير بعض اعيان با ذريات بعض ديگر در اين سفر مصاحبت يك ديگرند و شمشيرهاى هاشميه همه اعيان را در كمر است و تو عالم و عارف به مواقع سيوف نضال و ضرب اتصال آن برادر خود و خال و جدت و اهل تو خواهد بود ، آنگاه آن ولى حضرت آله اين آيه را تلاوت فرمود :
* ( وَما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ) * ( هود آيه ٨٣ ) ذكر بيان احتجاج كتابت كه حضرت امير المؤمنين حيدر در مرتبه ديگر بسوى معويه مكتوب گردانيد .