الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٣٤ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على ( ع ) بر معويه در جواب كتابت كه بآن حضرت نوشت در غير حرب و قتال
نمودى لهذا مفتضح و رسوا شديد و ندانستيد كه اگر مرد مسلم بوسيله ء ظلم ظالم مظلوم گردد اصلا هيچ نوع نقص و ذلت بر آن بنده رب العزت راجع نگردد مادامى كه آن مؤمن را شكى در دين و ريب در يقين بهم رسد و هم اين حجت نيست بر غير تو و اما آنچه در كتاب امر ما و كار عثمان بن عفان مذكور گردانيدى بايد كه تو از اين كلام مجاب گردى از رحم و شفقتى كه تو نسبت بعثمان بجاى آوردى ميخواهم بدانم آن كسى كه نصرت خود را در باب آن مبذول داشته و او را بمقابل او هدايت نموده و مدتى مانع تمكن او نگشته آيا او را كسى كه از او طلب نصرت گردد آن كس در آن باب تأخير و تراخى فرمود مع هذا حوادث ديگر بر او احداث نمود تا آنكه قضا و قدر ايزد اكبر بر او جارى گرديد آيا اين كس دشمن بر اوست ، يا آن شخص اول ؟
حاشا و كلا و الله بخداى عالم قسم است كه :
* ( قَدْ يَعْلَمُ الله الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَالْقائِلِينَ لإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَلا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا ) * ( احزاب آيه ١٨ ) يعنى حضرت رب العزت عالم است بحال مانع نصرت از جماعت شما و بحال قائل بنصرت كه بياران و برادران خود دلالت بطريق هدايت و نصرت نمايد و من معذرت در باب انكار من نسبت باو نميخواهم زيرا كه با من بوسيله ء آنكه از او امور بدعت محدثه سانح و ظاهر مىشد او را مانع گشته ارشاد و هدايت او مىنمودم اگر اين گناه بود باعتقاد شما عجب نيست اما بسا كسى كه مردم او را بامر متهم گردانيده ملامت كنند و اصلا او را در نزد حضرت اله هيچ نوع تقصير و گناه نباشد ، و بسا نصيحتكننده كه مردم شما او را متهم