الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٣٢ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على ( ع ) بر معويه در جواب كتابت كه بآن حضرت نوشت در غير حرب و قتال
ميگرديد و گوش شنوندگان از آن ملال و گران نميگرديد ، و ليكن تو از طرف خود سخنان بيان مكن زيرا كه حقيقت احوال تو من كل الوجوه بر من واضح و عيان است ، و ما صنايع پروردگار خوديم و ساير مردمان صنايع از براى مااند و عزت قديم ما از حضرت رب العزت و فضايل سابقه ما ما را ممنوع از مخالطه با قوم شما نمىنمايد چه اگر شما را مخلوط با سلسله ء خود گردانيديم مثل اينكه از طرف شما مناكحه نمائيم يا شما از جانب ما نكاح كنيد اين فعل و عمل اكفاست در دار دنيا ، اما شما را در دار آخرت هيچ گونه احترام و عزت نيست و چون تساوى ميان شما و ديگران باشد كه از ما نبى صادق و از شما خائن و مكذب است كه آن عتبه است از ما اسد الله است و از شما اسد الاخلاف آن كنايه از عبد العزى است و از ما سيدى شباب اهل الجنه است ، و از شما صبية النار است ، حضرت امير المؤمنين ( ع ) از اين كلام صبيه ء ابن ابى معيط را اراده نمود ، زيرا كه حضرت نبى المحمود در حق صبيه و بعضى اقوام او فرمود كه :
ايشان اصحاب نارند و بعضى گويند كه آن در خلق ولد مروان بن حكم است ، زيرا كه يكى از اولاد او نيز مسمى بصبيه بود ، و فرمود :
كه از ما خير نساء العالمين و از شما حمالة الحطب است و آن عمه ء معويه بود از خوبيهاى ما بسيار است و از بديهاى شما بىشمار تقديم اسلام ما بر شما و بر ساير برايا مسموع اصحاب حضرت سيد الورى بلكه جميع خلق الله تعالى گرديد و جاهليت شما مدفوع نگردد و كتاب خداى تعالى نوادر احوال و اوضاع ما را - جامع است .
و هو قوله تعالى : * ( وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ الله ) * ( الانفال آيه ٧٥ )