الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٩ - ذكر بيان احتجاج ام سلمه زوجه ء حضرت سيد البريه ( ص ) بر عايشه در هنگام كه او اراده خروج بر حضرت امير المؤمنين على ( ع ) نموده بود
آن حضرت را مجاب ميگردانى ، زيرا كه هوا و هوس و اراده و خواهش نفس تو باراده و خواهش خداى تعالى و تقدس نيست آخر ترا رجعت بخدمت حضرت نبى الرحمه است ، وقتى كه هتك حرمت و نقض عهد و بيعت كرده باشى چه گوئى و روى مبارك آن حضرت را بكدام روى توانى ديد مرا بخداى عالم قسم است كه من در اين مسير با تو بالفرض اگر رفيق باشم و از تقصيرات و اثم من در آن عالم درگذرند و مرا امر بدخول فردوس الاعلى نمايند هر آينه از حيا و شرمندگى از حضرت رسول مجتبى داخل آن ماوى نتوانم شد چه اگر ملاقات آن حضرت نمايم و هتك حجاب كرده باشم بيقين آن را بروى من خواهد زد اى عايشه بخداى بپرهيز و اين حجاب رسول ايزد وهاب را حصن حصين خود گردان و معتبر عفاف را منزل خود دان تا آنكه ملاقات به حضرت نبى اكرم توانى نمود چه اگر آنچه پروردگار فرمود از آن تقصير ننمائى مطيع خواهى بود و هر آنچه در آن باب حضرت ايزد علام بر تو لازم گردانيد بايد كه بشنوى و آنچه در باب نصرت و يارى جمعى خداى تعالى و رسول مجتبى امر و حكم در آن باب نمودند كه اقدام بآن نمائى تا خود را خاسر و زيانكار در روز حساب و شمار نگردانى بخداى عالم سوگند ميخورم كه آنچه من از حضرت رسول ايزد مهيمن شنيدم كه اگر بواسطه شما بيان نمايم آنچنان نيش بر من زنى كه مار رقشا مطرقه سياه سفيد كه گزنده تر از آن مارى نيست .
عايشه گفت : اى ام سلمه مرا از اين مواعظ تو قرار عين تمام به هم رسيد چه شناسائى من زياده گرديد و از نصيحت تو چه قبول نمايم كه تمامى آن در خاطرم كالنقش في الحجر مستطر است ، ليكن اين حركت و سيرم