الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٣ - ذكر بيان احتجاج ام سلمه زوجه ء حضرت سيد البريه ( ص ) بر عايشه در هنگام كه او اراده خروج بر حضرت امير المؤمنين على ( ع ) نموده بود
با امير المؤمنين ( ع ) و بمصحوب اسود البخترى كتابت را شام فرستاد .
مروى و منقول است كه بعد از مراجعت عايشه روزى عمر بن العاص به ديدن ايشان رفت و گفت : من بسيار بسيار ميخواستم كه تو در روز جمل به قتل برسى .
عايشه گفت : چرا لا ابا لك .
گفت : بواسطه ء آنكه شما باجل خود ميرسيديد بلكه شهيده شده داخل جنت ميشديد ، و ما قتل ترا بزرگترين تشنيع بر على ميگردانيديم و در جميع و تمام محافل و مجالس تشنيع او ميكرديم .
ذكر بيان احتجاج ام سلمه زوجه ء حضرت سيد البريه ( ص ) بر عايشه در هنگام كه او اراده خروج بر حضرت امير المؤمنين على ( ع ) نموده بود ، و منكر عايشه شدن بواسطه آن فعل نامحمود شعبى از عبد الرحمن بن مسعود العبدى روايت كند كه من در مكه با عبد الله بن الزبير بودم ، روزى طلحه و زبير كسى بطلب عبد الله فرستادند و من نيز با عبد الله بنزد ايشان رفتم ايشان روى بعبد الله آورده گفتند : كه عثمان بنا حق و مظلوم كشته شد و ما بواسطه خرابى كار امت محمد مصطفى ( ص ) بغايت خايف و هراسانيم اگر شما صلاح دانيد كه عايشه با ما بيرون آيد تا ما بقدر الوسع و الامكان سعى در انصرام و انجام مهام انام نمائيم شايد كه ايزد علام رتق و فتق در مرام امت محمد ( ص ) ظاهر گرداند .
عبد الله گفت : رواست ، الحاصل ما نيز با ايشان بيرون رفتيم متوجه منزل عايشه شديم و چون بدر خانه رسيديم عبد الله بن الزبير داخل منزل