الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٤٨ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
در شورى در خلاف قول حضرت رسول خدا است و مخالف رسول ايزد مختار در دنيا و آخرت مفلح و رستگار نيست .
بعد از آن ولىّ واحد منّان روى بآن ياران آورد و گفت : اى معشر مردم مرا از منزلت و اعتبارى كه در پيش شما دارم خبر دهيد و بهر نوع كه مرا شناختيد بيان نمائيد .
آيا در ميان شما صادقم يا كاذب ؟ در ساعت گفتند : صادق و راست گوئى لا و الله شما را كاذب نميدانيم و گمان ما هم نيست زيرا كه تحقيق ميدانيم كه در زمان اسلام بلكه در أيّام جاهليّت نيز دروغ نگفتيد .
چون حضرت اين شهادت و سوگند ايشان استماع نمود گفت : و الله قسم بذات ايزد معبودى كه ما أهل البيت را گرامى نبوّت نمود و محمّد مصطفى كه أشرف رسل و أنبياى عزّ و جلّ است از سلسله ء ما مقرّر فرمود ، و بعد از حضرت سيّد المرسلين ما را ربّ العالمين معزّز و مكرّم فرموده أئمّه ء همگى و تمامى مؤمنين گردانيد ، أوامر و نواهى حضرت الهى را غير ما أهل بيت حضرت رسالت پناهى كما هو حقّه بخلقان نرسانند و خلافت و امامت در ميان ما و أوصياى حضرت نبىّ الرّحمه باصلاح رسد و حضرت ايزد مجيب هيچ أحدى را در أمر ولايت با ما شريك و ذى نصيب نگردانيد بلكه نبوّت و ولايت را مخصوص ما أهل البيت نمود امّا رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم خاتم النّبيّين است .
و بعد از آن حضرت نبىّ و رسول ديگر از حضرت ربّ العزّت تا روز قيامت مرسل و مبعوث نگردد و ما أئمّة البريّه را نيز از سلسله ء حضرت ( ع ) خليفه آن نبىّ الأئمه در زمين شهداء خود بر ساير مخلوقين گردانيد طاعت ما را بر تمامى امّت واجب و لازم نمود و ما را بنفس نفيس حضرت رسول مقدّس ايزد أقدس