الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٤٤ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
هرگز گمراه نگرديد بايد كه ديگران را بر آن أعيان مقدّم مداريد و از ايشان روى نگردانيد و ايشان را تعليم ندهيد زيرا كه ايشان از تمامى شما أعلم و افضلاند .
هر گاه حضرت رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بساير مردم بحكم ايزد علَّام فرموده باشد كه اين أوصياى من أعلم از شما و از ساير امماند ، آيا سزاوار است كه خلافت امّت بغير آن كسى كه أعلم بكتاب خداى عالم و به سنّت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مانند مقرّر بود زيرا كه تقديم مفضول بر فاضل پسنديده أرباب علم و فضل نيست بلكه در نزد خداى عزّ و جلّ قبيح و باطل است چنانچه در كلام لازم الاكرام و الاحترام ميفرمايد كه :
* ( أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ) * .
و نيز ميفرمايد كه : * ( وَزادَه بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ) * . و نيز فرموده كه :
* ( ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ ) * .
در اين آيات و در غير اينها جاهل را بما عالم مساوى نكردند . و نيز حضرت رسول ربّ العزّت فرموده كه در هيچ زمان خلقان أمر حكومت و ولايت خود بكسى ندادند كه نادان باشد و در ميان ايشان أعلم از آن بود بلكه هميشه مردم أمر ولايت خود بكسى تفويض نمودند كه أفضل و أعلم همگى و تمامى از مردمان بود اگر چه خلاف آن ميكردند أمر ولايت سمت ترقّى و رفعت نيافتى بلكه پذيرفتى و نظام مهام أنام بانتظام نرسيدى تا آنكه بايست از آن رأى مراجعه نموده و عالمى را بواسطه ء انصرام أمر ولايت تعيّن كنند امّا ولايت غير امارت است اى طلحه دليل بر كذب و بطلان و فجور و عصيان ايشان آنست كه تمامى آن جماعت در حضور حضرت و بأمر نبىّ الأنام بر من بامارت مؤمنان سلام كردند