الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٩ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
فرمود كه : اى معشر مردمان انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب الله و عترتى .
يعنى : من دو چيز بغايت نفيس و گران بها در ميان شما مىگذارم كتاب حضرت مالك الرّقاب و عترت خود أئمّه ء ايزد وهّاب اگر شما دست تمسّك و اعتصام خود بكلام واحد علَّام و حبل المتين أئمّه ء معصومين عليهم السّلام زده از منهج ايشان قدم بيرون نگذاريد و اطاعت و متابعت ايشان را فرض عين و عين فرض دانسته از فرمودن آن أعيان تخلَّف و انحراف نورزيد هرگز گمراه نشويد و دور از مرحمت الله نگرديد زيرا كه مرا لطيف خبير مخبر و مطَّلع گردانيد و بمن عهد و پيمان نمود كه اين دو چيز هرگز از من دورى نجويند تا آنكه با من بحوض كوثر رسند .
در آن دم عمر بن الخطَّاب برخاست بر مثال مغضب و با كمال اضطراب و گفت : يا رسول الله آيا اين عنايت و احسان از حضرت عزيز وهّاب براى همه ء أهل بيت تست ؟
حضرت رسالتمآب فرمود كه : نه ليكن أوصياى من كه اوّل ايشان على برادر و وزير من و خليفه ء من در امّت من بعد از منست و ولىّ هر مؤمن و مؤمنه علىّ بن أبى طالب بعد از من و آن حضرت أوّل أوصياى منست بعد ازو پسر من حسن ( ع ) و بعد از حسن پسرم حسين ( ع ) و بعد از او نه نفر از أولاد و أمجاد او كه هر يك بعد از ديگرى بر مسند امامت و ولايت متمكَّن گردند تا آنكه همگى آن أعيان در كنار حوض كوثر بمن رسند اين جماعت شهداى حضرت تبارك در زمين و حجج ربّ العالمين بر مخلوقين و خازنان علم و معرفت و معدن فضل و حكمت ربّ العزّتاند ، هر كه اطاعت ايشان نمايد چنانست كه اطاعت