الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٤ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
است بار خدايا ما همين نوع از رسول خداى شنيديم و شهادت ميدهيم چنانچه شما فرموديد أصلا زياده و كم نيست و مساوى است بآنچه شنيديم و ديده ايم و بعضى از ايشان گفتند كه : ما تمامى آنچه يا أبو الحسن شما مذكور كرديد هر كه نيكو و پسنديده است حفظ كرديم و همه را حفظ نكرديم و اين جماعت كه حفظ كردند أخبار و أفاضل مايند .
حضرت أمير المؤمنين على ( ع ) فرمود كه : راست گفتيد همه مردم در حفظ و ضبط مساوى نيستند .
آنگاه گفت : شما آن كسى كه آنچه از حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم شنيده و حفظ نموده او را بخداى عالم قسم است كه آنچه حفظ نمود از كلام حضرت نبىّ المحمود برخيزد و خبر دهد .
پس در آن دم زيد بن أرقم و براء بن عارف و أبو ذر و مقداد و عمّار بر پاى خواستند گفتند كه : ما گواهى ميدهيم كه ما اين سخنان از حضرت - رسول آخر الزّمان شنيديم در هنگام آن نبىّ الاكرام در منبر بود و شما اى على در پهلوى او حاضر بوديد در آن حال رسول ايزد متعال گفت :
اى معشر مردمان مرا خداى تعالى أمر كرد كه بواسطه ء شما امام شما را منصوب گردانم تا بعد از من اقامت بأمر شما امّت نمايد و او وصىّ من و خليفه ء من در امّت منست ، و او آنچنان كسى است كه حضرت مالك الرّقاب در كتاب مستطاب خود بر مؤمنان اطاعت او را واجب گردانيد ، و طاعت او را حضرت بيچون مقرون بطاعت خود و طاعت من گردانيده و أمر كرد شما را به ولايت او و من جبرئيل أمين عليه السّلام را مراجعت به پروردگار خود فرمودم بخوف آنكه مبادا أهل نفاق مرا در اين باب طعن نمايند و تكذيب ايشان