الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٢ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
پس آنگاه خطبه در غايت فصاحت و بلاغت مشتمل بر موعظه و نصايح امّت ادا فرمود و گفت :
أيّها النّاس يعنى اى معشر مردمان بدرستى كه مرا برسالت أمرى فرستاد كه آن را بشما تبليغ نمايم و سينه ء من از آن أمر بغايت تنگ و حزين گرديد بجهت آنكه گمان بردم كه مردم تكذيب من نمايند لهذا در آن أمر في الجمله تأنّى نمودم پس مرا وعيد و تهديد نمود تا آن را تبليغ نمايم كه اگر تأخير كنم مرا تعذيب كند بناء عليه منادى أمر فرمود كه مردمان را بنماز و بندگى حضرت معبود بىنياز ندا نمايد كه براى نماز جماعت حاضر شوند بعد از حضور تمامى مردمان و أداى بندگى ايزد منّان حضرت رسول آخر الزّمان خطبه ء أداء نمود و فرمود كه :
اى معشر مردمان ميدانيد كه خداى عزّ و جلّ مولاى منست و من مولاى مؤمنان و أولى بايشانم از نفسهاى ايشان ؟ جميع حضّار بيكبار گفتند : بلى يا رسول الله چنين است و در آن خلافى نيست .
پس حضرت رسول خداى تعالى بمن گفت : يا على بر خيز من بنا بر حكم رسول ذو المنن برخاستم و بايستادم ، آنگاه حضرت رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم گفت :
اى معشر مردمان من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه در آن زمان سلمان از جاى و مكان خود برخاست و گفت : يا رسول الله خداى اين ولايت على ( ع ) كه ما را بر متابعت و اطاعت او أمر فرمودى چه نوع ولايت است ؟
حضرت فرمود كه : ولايت على مثل ولايت منست چنانچه من بر هر كه