الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠٤ - فصل ذكر احتجاج أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بعد وفات عمر بن الخطَّاب در هنگامى كه أمر خلافت بموجب وصيّت بشش نفر بشورى مقرّر گشت
بنشينند و آراى خود را بر خلافت يكى از آن شش نفر مقرّر كرده بلكه بر آن كس بيعت نموده بيرون آيند و تا أمر مشخّص نشود از خانه بيرون نيايند ، و نيز مقرّر نمود كه اگر چهار نفر اتّفاق بر خلافت يكنفر نمايند و يكى از آن جماعت ابا نمايند او را بكشند ، و اگر سه نفر اتّفاق بر ولايت يكنفر كنند و دو نفر ديگر امتناع نمايند آن دو نفر را بقتل آرند چون بموجب فرموده عمل نموده در آراى خود اجتماع بر خلافت عثمان نمودند .
پس چون أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام مطلب و مرام قوم بر بيعت عثمان معلوم كرد بواسطه ء اتمام حجّت بر آن جماعت در ميان ايشان بر خاست و گفت : اى ياران از من كلمه ء چند استماع نمائيد اگر حقّ باشد قبول كنيد و اگر باطل بود ابا و امتناع نمائيد .
چون قوم متوجّه گشتند حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام گفت : شما را بخداى تعالى قسم است همان خداى كه اگر راست گوئيد راستى شما را ميداند و اگر دروغ گوئيد بر كذب شما نيز مطَّلع و مخبر است كه آيا در ميان شما بغير من كسى هست كه نماز بدو قبله گزارده باشد ؟ گفتند : نه گفت : بقادر منّان شما را قسم است كه آيا در ميان شما كسى است كه دو بيعت با هم بحضرت سيّد عالم كرده باشد بيعت الفتح و بيع الرّضوان بغير من ؟ گفتند نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم است كه آيا در ميان شما كسى هست كه برادر او در جنّت باحسان حضرت فالق الاصباح مزيّن بدو جناح بود بغير من گفتند نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم است كه آيا در ميان شما كسى هست كه عمّ او سيّد الشّهداء باشد بغير من ؟ گفتند نه .