الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠ - ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبى بكر و عمر
< شعر > چون بگريم بىتو من تا زنده باشم در جهان بر سحاب ديده دارم سيل و در دل نالها < / شعر > حضرت فاطمه عليها السّلام بعد از زيارت سيّد الانام متوجّه مقام سعادت انجام خود گرديد و السّلام .
از حضرت أبى عبد الله عليه السّلام منقول و مروى است كه : چون حضرت فاطمه بنت خير البشر مراجعت بمستقرّ خود فرمود أبا بكر و عمر نيز هر يك بمقام و مقرّ خويش معاودت نمودند أبى بكر بعد از تقضّى زمان اندك در همان روز معتمدى بنزد عمر فرستاد كه حضور شما بواسطه ء ظهور أمر ضرور به غايت مطلوب و ضرور است چون عمر حاضر شد أبو بكر گفت : اى برادر امروز مجلس ما با على مشاهده كرديد بچه كيفيّت انقطاع و انصرام يافت بخداى عالم قسم است كه اگر على من بعد مثل امروز سخنان گويد و همين شغل پيش گيرد و قرار نگيرد و بجاى خويش ننشيند خلل و فساد بسيار در كارها بهم رسد و أمر خلافت بمشيّت و انصرام نرسد رأى شما در اين باب چه نوع صلاح و صواب داند ؟ عمر گفت : كه أصوب آراء قتل على است شخصى را مقرّر گردانيم كه على را بقتل رساند و خاطر ما و شما را من جميع الوجوه جمع گرداند ، أبو بكر گفت في الواقع رأى صحيح و فكر صائب همين است امّا كسى كه مرتكب اين أمر خطير تواند شد كه تواند بود ؟ عمر گفت : خالد بن الوليد متصدّى اين مهمّ خواهد شد ، أبو بكر بعد از تصديق عمر در ساعت كسى به طلب آن بىسعادت فرستاد چون خالد حاضر شد أبو بكر و عمر گفتند كه : اى خالد ما در خاطر داريم كه شما را بجهت انجام أمر عظيم مقرّر گردانيم خالد در جواب گفت : بيت :
< شعر > سر كه نه در راه عزيزان بود بار گرانى است كشيدن بدوش < / شعر >