تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٢ - شرح آيات
چه بسيار نيازمند پيروى از آنيم. مگر نه اين است كه نورهاى هدايت كننده را براى ما فراهم مىآورد، چنان كه خود تبارك و تعالى چنين گفته است
«لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ- تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى نيكو كردهاند، از تاريكى به روشنى درآورد.» از ظلمات كفر به نور ايمان، و از ظلمات نادانى به نور دانش، و از ظلمات پراكندگى به نور يگانگى و ... و ... به عبارتى ديگر: از هر شرّ و تاريكى به هر خير و نور، و اين سؤال پيش مىآيد كه: مگر مؤمنان عملا از تاريكى كفر به روشنى يكتا پرستى بيرون نيامدند، پس معنى اين كه خدا آنان را از تاريكيها به روشنى بيرون مىآورد چيست؟ و جواب چنين است: براى آدمى در آغاز دو فرصت برابر براى ايمان آوردن و كافر شدن وجود دارد، و قلب او همچون شفق مخلوطى از پارههاى نور و ظلمات است، و آيات خدا تنها سبب كشف شدن تاريكى از روشنى براى او نيست، بلكه فرصت ايمان را مرجّح مىسازد و بر نورى كه در قلب او است مىافزايد تا به حق ميل كند، و سپس او را درجه به درجه در درجات نور و كمال چندان بالا مىبرد تا همه ايمان شود و به صورت كامل/ ٨٧ از تاريكيها به روشنى درآيد، بدان سبب كه هر كار زشت و نيت فاسد و صفت ناپسنديده همچون تاريكيى در قلب است، و هر كار شايسته و نيّت خوب و صفت پسنديده نور، و هر اندازه كه قلب پاكيزهتر شود و از سيئات و گناهان پاكتر، به همان اندازه روشنى قلب او افزايش پيدا مىكند و به جايى مىرسد كه بنده در زمره مخلصان درمىآيد، و همچون طلاى پالوده هيچ تاريكى نور ايمان او را كدورت نمىبخشد، و اين مقام اولياى مقرّب خدا است.
و بنا بر اين آيات خدا نمىتواند به جاى تلاش آدمى تلقّى شود، بلكه نقش آنها رسم كردن راه سالم براى رسيدن به كمال و ترقى است، و بر انسان است كه بكوشد و با بالا رفتن به وسيله آنها به كمال برسد.
«وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحاً يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا