تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٠ - شرح آيات
به آن راضى باشند. ولى اگر اختلافى پيدا شود، حق با مادر است كه شير دادن به فرزند خود را بپذيرد يا آن را رد كند تا زمان ديگرى به نوزاد شير دهد.
«وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرى- و اگر كار بر شما دشوار شود، بايد زن ديگرى نوزاد را شير دهد.» بر پدر جايز نيست كه مادر فرزندش را به شير دادن مجبور كند تا دشوارى از اين راه بر طرف شود، بدان سبب كه ولايت و سرورى مردان بر زنان، در اوضاع و احوال طبيعى، تا اين حد امتداد پيدا نمىكند، تا چه رسد به پس از طلاق، و از پايان سوره اين گونه بر ما آشكار مىشود كه اگر زنده ماندن كودك متوقّف بر شير دادن مادر او است، حاكم شرع مادر را به شير دادن به فرزندش ملزم مىسازد، و در اين صورت شوهر بايد مزد اين خدمت زن طلاق گفته خود را به او بپردازد.
[٧] قرآن به آن باز مىگردد كه مقياسى را كه بايد وسيله توافق طرفين در مقدار نفقه بوده باشد، بيان كند، ولى وحى الاهى اين اندازه را با دينار و درهم معين نمىكند، بلكه بر روى آن قيمت مىگذارد كه براى هر زمان و مكان شايستگى داشته باشد، بدان سبب كه قرآن براى امّتى غير از امّتهاى ديگر نازل نشده، و به نسل خاصى اختصاص ندارد. لذا مقياسهاى فطرى با وضوح كافى مطرح مىشود تا قابل تطبيق بر هر عصر بوده باشد، پس آن/ ٧٧ مقياس كه چند و چونى نفقه را تعيين مىكند، كدام است؟ اين مقياس توانايى ممكن مادى همسر است، و نه صفات او، پس اگر ثروتمند بخيل بوده باشد، بر او روا نيست كه بر همسر طلاق گرفته خود سختى كند، مخصوصا در نفقهاى كه خدا دادن آن بر او واجب كرده است، بلكه لازم است كه در اين مورد گشاده دستى نشان دهد، به همان گونه كه اگر فقير باشد، بر زن و حاكم شرع جايز نيست كه وسعت بخشيدن به نفقه را بر او تحميل كنند.
«لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ- بايد آن كس كه توانايى دارد، به اندازه توانايى خود انفاق كند.» البته او را به آن ملزم نمىكنند كه همه دارايى خود را ببخشد، بلكه آنچه بر