تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٧ - شرح آيات
دهيد به همان گونه كه خود مسكن اختيار مىكنيد، به اندازه توانايى خودتان.» وجد به معنى چيزى است كه شخص آن را مىيابد و قادر بر آن است، و در المنجد آمده است كه: أنا واجد للشىء يعنى بر آن قدرت و توانايى دارم، و وجد قدرت است و أنا واجد الشيء يعنى بر آن چيز قادرم. و آيه درباره نوع/ ٧٤ مسكن و منزل سخن مىگويد، و آنچه بر مرد واجب است تنها مسكن نيست بلكه ساكن كردن او در جايى است همچون جايى كه خود در آن ساكن است، پس اين درست نيست كه شوهر در مكانى آماده براى تابستان و زمستان زيستن در آن منزل كند و جايى كه براى همسرش در ايام عده تهيه مىكند به همان گونه نباشد، و به همين سبب تعبير با «من» تبعيضى آمده، و چنان كه بعضى از چيز از جنس و نوع خود آن چيز است.
اسلام اين امر را حرام كرده است كه مرد در اثناى عدّه سبب رسيدن زيانى به همسرش شود تا مگر او را به صرف نظر كردن از هزينه و نفقه يا بيرون رفتن از خانه پيش از پايان يافتن روزهاى عدّه با بهرهگيرى از فشارهاى گوناگون مادى يا معنوى نفسى و اقتصادى و اجتماعى و اخلاقى و نظاير اينها مجبور سازد، بلكه لازم است كه زن، به اندازه امكان، از راحتى و گستردگى زندگى از همه جوانب آن برخوردار باشد.
«وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَ- و به ايشان زيان مرسانيد تا زندگى را بر آنان تنگ كنيد.» شايد بزرگترين زيانى كه به زن طلاق گرفته از شوهرش مىرسد، زخم زبان بوده باشد، و امام صادق- عليه السلام- گفته است: «مردى كه زنش را طلاق مىدهد، نبايد به او آزار برساند و زندگى را بر او تنگ كند، تا پيش از پايان پذيرفتن روزهاى از خانهاش بيرون رود، چه اين چيزى است كه خدا آن را نهى كرده است». [٢٤] و آنچه بر عهده شوهر است، تهيه مسكن و هزينه زندگى است به شرط آن كه طلاقى كه صورت گرفته است غير قابل رجوع نباشد و ابو بصير از او- عليه
[٢٤] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٦٢.