تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧١ - شرح آيات
عدّهاى ندارد. از على بن ابراهيم، از پدرش از ابن محبوب، از حمّاد از عثمان، از كسى كه آن را از زراره روايت كرده، از ابو عبد اللَّه- عليه السلام- درباره دخترى كه همسالان او دچار ماهريزش نمىشوند، و درباره كسى كه از ماهريزش مأيوس شده، چنين روايت شده است كه گفت: «عدّه ندارند حتى اگر با آنان مجامعت صورت گرفته باشد». [٢٠] و معتبر شمردن شك در اسلام به منزله يقين به نرسيدن به سنّ يأس در زنان، و به حيض عملا براى دختران، به گونهاى است كه به زن حق سه ماه نگاه داشتن عدّه را مىدهد، و از اين راه اصرار و توجه اسلام را به سلامتى خانواده و روابط همسرى آشكار مىسازد، چه امكان آن هست كه اختلاف از ميان برود و در اين فرصت كه با عدّه فراهم مىآيد، آبها به مجارى خود بازگردد.
«وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَ- و پايان عدّه زنان باردار آن گاه است كه بار خود را بر زمين نهند.» پس چون بار به دنيا آيد عدّه پايان مىپذيرد. و ابو عبد اللَّه- عليه السلام- گفت: «طلاق زن باردار يك بار است، و اگر شوهر بخواهد مىتواند قبل از وضع حمل رجوع كند، و اگر پيش از رجوع وضع حمل صورت بگيرد، آن زن مطلقه است و از خانه شوهر بيرون مىرود و شوهر عنوان خواستگارى همچون ديگر خواستگاران پيدا مىكند» [٢١] كه زن مىتواند خواستگارى او را بپذيرد يا نپذيرد. و بار به زمين نهادن (وضع حمل) بيرون آمدن جنين از بدن است، خواه فرزندى باشد يا سقط شدهاى، به صورت كامل يا پاره پاره. و عبد الرحمن الحجّاج روايت كرده است كه: از ابو الحسن- عليه السلام- درباره زن باردار پرسش كردم كه شوهرش او را طلاق گفته است/ ٦٨ و جنين خود را به صورت كامل يا ناقص سقط كرد، يا آن را به حالت مضغه خارج كرد، و او گفت: «همه چيز حكايت از آن مىكند كه او باردار است، خواه تمام باشد يا ناتمام، پس با خروج جنين، هر چند به حالت مضغه
[٢٠] - وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٤٠٨.
[٢١] - همان منبع، ص ٤١٩.