تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٢
«فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً- پس از پيش رو و از پشت سر او نگهبانانى روانه مىكند.» تا محافظ او باشند، و حركات و تصرفات او را مراقبت كنند، و آنچه را كه از او در زمان حال يا آينده «بين يديه» صادر مىشود، يا در گذشته «من خلفه» صادر شده است مراقبت كنند. پس چگونه ممكن است كه منجمان و ساحران و كاهنان بر غيب آگاه شوند در صورتى كه مورد غضب و خشم خدا قرار گرفتهاند؟! يا چگونه شياطين مىتوانند از غيب اطلاع پيدا كنند، در صورتى كه آنان دشمنان خدايند و پاسداران شديد و شهابها را براى محاربه با آنان قرار داده است؟! و در اين خصوص احاديثى از امامان راهنما رسيده كه از جمله آنها است
امام باقر (ع) به حمران گفت: «خداى عزّ و جلّ به آنچه پنهان از آفريدگان او است عالم است، از آنچه براى ايشان مقدر كرده و در علم وى، پيش از آن كه كسى به دنيا بيايد يا حكم اجراى آن را به فرشتگان بدهد، قضا بر آن رفته است، پس اى حمران! اين علمى بر جاى مانده در مشيت او است، و هر وقت بخواهد به روان شدن آن فرمان مىدهد، يا براى وى بدا حاصل مىشود/ ٤٧١ و آن را به اجرا نمىاندازد، و اما آنچه كه خداى عزّ و جلّ مقدّر مىسازد و قضا پيدا مىكند، علمى است كه به رسول خدا (ص) و سپس به ما مىرسد»، [٤٦] و از امام صادق (ع) روايت شده است كه گفت: «خداى عزّ و جلّ را دو علم است: يكى علمى كه در نزد او است و هيچ يك از آفريدگان را بر آن آگاه نمىسازد، و ديگر علمى كه آن را به فرشتگان و فرستادگان خود انتقال مىدهد، پس آنچه به آنان انتقال يافته است به ما مىرسد». [٤٧] و اين آيه ما را به دو امر رهبرى مىكند
اول: اگر راهى براى آگاه شدن آفريدگان از غيب وجود داشته باشد، اين راه جنيان و جز ايشان نيستند بدان سبب كه از آن علمى ندارند، و بنا بر اين بايد به
[٤٦] - البرهان، ج ٤، ص ٣٩٥.
[٤٧] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٤٢.