تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٤
مىكند كه آيه هجدهم آيه محورى در سورة الجنّ است.
«وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً- و اين كه سجدهگاهها از آن خدا است، پس با خدا هيچ كس ديگر را مخوانيد.» پيامبران و همه كسانى كه در خط آنان پيش مىروند و از روش ايشان پيروى مىكنند و به دعوت مردمان به خدا برمىخيزند و براى ايجاد تغيير نهضت مىكنند، محور عمل خويش را يكتا شناختن او عزّ و جلّ از هر شريكى از آفريدگانش قرار مىدهند، تا آن حد كه او را از هر ذاتيت مجرد مىسازند، مجرد از زمين و عشيره و هر خويشاوندى و هر وابستگى به چيزى يا شخصى، و خود را به صورت مطلق به او تسليم مىكنند، و چنانش در نظر مىگيرند كه با رسالت خودش توافق داشته باشد.
و اين از مهمترين وجه امتيازهاى ميان دعوتهاى الاهى خالص و دعوتهاى بشرى است كه صاحبان آنها، غالبا، سعى در آن داشتهاند كه از آن به منفعت خود بهرهبردارى مىكنند.
/ ٤٦٤ اگر حركت كاهنان را مورد مطالعه قرار دهى، خواهى ديد كه آنان شخص خود را در آن سوى همه فرهنگها و دعوتهاى خود محور اصلى قرار دادهاند، و پيوسته در آن مىكوشند تا مردمان را به اين كه ايشان از بزرگاناند متقاعد سازند، و به اين كه در نزد ايشان پارهاى از عظمت خداوند سبحانه و تعالى و علمى از علم او وجود دارد. اما انبيا و رسولان هرگز با خدا هيچ كس را نخواندهاند. و از اين جا نتيجه مىشود كه دعوتهاى بشرى معمولا وسيلهاى براى ارتزاق اصحاب آن است. اما اولياى خدا از هيچ كس مزدى طلب نمىكنند، بلكه براى آن آمدهاند تا به مردم پاداش و خير ببخشند.
امامان راهنما از اين آيه به حكمى شرعى و جنايى درباره حرمت بريدن مساجد (سجدهگاهها) مثلا همچون كف دست در حوادث دزدى است، و در روايت است كه دزدى را در برابر معتصم عباسى آوردند و او پرسيد كه از كجا بايد دست او بريده شود؟ پس راوى (كه ابن ابى داود است) گفت: از مچ دست، و معتصم پرسيد كه: دليل آن چيست؟ و من گفتم: بدان سبب كه دست عبارت از