تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٣
كه گناهكاران را با حمل كردن بارهاى سنگين بر آنان به آن مجبور مىكنند كه از آن بالا روند، و چون به قله آن برسند به پايين بازشان مىگردانند تا بار ديگر همان رنج را تحمل كنند، بدون هيچ استراحتى، و در ضمن راهپيمايى فرشتگان عذاب با چماقهاى آهنين و آتشين بر آنها ضربه وارد مىآورند.
چون بخواهيم كه از لحاظ واقعيت مسير امتى را تصور كنيم كه به مخالفت با طريقه برخاسته و به پيروى از راههاى منحرف افتاده است، آن را همچون كسى مىيابيم كه بر كوههاى سخت بالا مىرود و بر سر راه خود با گردنههايى طاقت فرسا رو به رو مىشود. و ابن عباس گفت كه: صعد كوهى در جهنم است، و آن سنگى صاف دارد كه كافر را به بالا رفتن از آن مجبور مىكنند، و او را از جلو با زنجيرهايى مىكشند/ ٤٦٣ و از پشت سر با گرزهايى مىزنند تا پس از چهل سال به قله آن مىرسد، و آن گاه او را به پايين مىكشند و بار ديگر به بالا رفتن مجبورش مىسازند. [٤٣] از آن روى شخص اعراض كننده از ياد خدا گرفتار عذاب صعد مىشود كه ياد خداوند متعال وسيلهاى براى استقامت در طريقت است، و انسان نمىتواند بدون آن به چنين استقامتى برسد، پس هر كس كه از اين وسيله اعراض كند، به نتايج آن نخواهد رسيد و آب شيرين گوارا به عذاب سخت مبدل مىشود. و امت اسلامى در آن هنگام كه بر طريقه استقامت داشت از آب گوارا سيراب مىشد، و به سعادت و آسايش مىرسيد، ولى در آن هنگام كه مفتون داده و نعمتها شد، در آزمايش شكست خورد، بدان سبب كه از ياد پروردگار خود رويگردان شده بود، پس گرفتار عذاب صعد شد كه هنوز هم در چنگال آن گرفتارى است.
[١٨- ٢٠] در ضمن سخن گفتن از جنيانى كه بعضى آنان را براى خود به عنوان خدا پذيرفتند و به خداى يگانه مشرك شدند، پروردگار ما در اين باره تأكيد مىكند كه حقيقت توحيد و يكتا پرستى هدف اساسى به دنبال فرو ريختن پندارهاى سراسر خرافى در خصوص اين آفريده از آفريدگان او است، و اين ما را به آن هدايت
[٤٣] - التفسير الكبير، ج ٢، ص ١٦٢.