تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨١
انسى نيستند يا اين كه به آب نيازى ندارند تا وعده كردن به آن براى ايشان جذاب و انگيزنده باشد؟ و جواب چنين است
اولا: ما از عموم قرآن اين را مىفهميم كه نيازمندى به آب در هر موجود زنده وجود دارد، به سبب اين گفته خداى تعالى وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍ، [٣٩] با صرف نظر از مقدار/ ٤٦١ و كيفيت آن.
ثانيا: چنان مىنمايد كه آب نماد آبادانى و عمران و تمدن و عصب آن است، پس كدام پيشرفت تمدّنى است كه نيازمند به آب نباشد.
سوم: و ديگر اين كه از آشكارترين مصداقهاى آب آن چيزى نيست كه آن را مىآشاميم و كشتزار را به آن سيراب مىكنيم، بلكه علم حقى است كه با پذيرفتن آن جانها و خردها زنده و زندگى به آن نيكو مىشود. امام صادق (ع) گفت: «يعنى با علمى به آنان مدد مىرسانيم كه آن را از امامان (ع) بياموزند». [٤٠] و بريد عجلى گفت كه از ابو عبد اللَّه (ع) درباره گفته خداى تعالى وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ پرسش كردم و او گفت: «يعنى ولايت»، و در جواب پرسش از لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً گفت: «اين كه علم زيادى به ايشان مىچشانيم كه از امامان (ع) مىآموزند». [٤١] و از باقر (ع) روايت است كه گفت: «قلبهاشان را از ايمان سيراب مىكنيم، و طريقه ايمان آوردن به ولايت على و اوصياء است» ... [٤٢] و غرابتى در تأويل آيه بدين صورت وجود ندارد، بدان سبب كه مستقيم ماندن بر راه در نفس به ايمان است، و در فكر به پيروى از آيات خدا و رسالت او، و در جامعه به منسوب بودن به حزب او و پيروى از اولياى او.
از كلمه «أسقيناهم» آشكار مىشود كه آنان تشنهاند، و تشنگى ايشان نسبت به ايمان و معرفت شديدتر از تشنگى نسبت به آب است، و استقامت ورزيدن
[٣٩] - الانبياء/ ٣٠.
[٤٠] - البصائر، ج ٤٩، ص ٤٢٨.
[٤١] - همان جا.
[٤٢] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٣٨.