تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٢ - رهنمودهايى از آيات
شود، علت بقاى خود را از لحاظ تشريعى و تكوينى از دست داده است و همين امر به هلاك او مىانجامد، و اين حقيقت به صورتى آشكارتر بر انسان اجتماعى قابل تطبيق است تا بر انسان فردى و از اين جا آيه كريمه وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ، [٣٤] و نيز روايتى را كه مىگويد: «خدا به خاطر تنها يك مؤمن يك شهر را از نابودى رهايى مىبخشد» [٣٥] نيكوتر مىفهميم، بدان سبب كه اگر مردمان مؤمنى در ميان مردم نباشند، ديگر علتى براى وجود ديگران باقى نمىماند.
[٢٧] سپس شيخ المرسلين پيامدها و كيفياتى را كه در پى دعوت او بر قومش گذشت بيان مىكند، ولى آنان را به سبب ملالت و رنجى كه از جهاد در راه خدا به او مىرسيد، يا به سبب دشمنى بر اثر آزار و رنجى كه از دست ايشان به او رسيده بود، نفرين نكرد، از آن روى كه محرك او در آنچه كرده بود رسالى و تنها براى خدا بود.
«إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ- اگر آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه خواهند كرد.» در نتيجه گمراهى گمراهان افزايش پيدا مىكند، و مؤمنان را چنان مىخواهند كه به كفر باز گردند/ ٤٢٢ و مانند آنان مشرك شوند، و در اين آيه مىبايستى دامنه فشارى را كه مؤمنان در صورت جدا شدن رأى و مسير ايشان از جامعه گمراهى و فساد خواهند ديد، بخوانيم ... و بدانيم كه به حدى مىرسد كه، از يك سو، ترس منحرف شدن ايشان به سبب اين فساد احساس مىشود، و از سوى ديگر اميد خيرى و آينده سالمى براى نسلهاى آينده ايشان نمىرود، به آن جهت كه گروه گمراه فرمانروا روشهاى تربيتى بد خود را چنان طرح ريزى كرده است كه فرزندان بر اساس باطل و دشمنى نسبت به رهبرى رسالى و خط مؤمنان پرورش يابند.
[٣٤] - البقرة/ ٢٥١.
[٣٥] - بحار الانوار، ج ٦٧، ص ١٤٣ از ابو جعفر (ع).