تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٢ - رهنمودهايى از آيات
بايد نمىشناسيد، و شكر نعمت او نمىگذاريد، [٢٤] و بيشتر مفسران وقار را به عظمت و بزرگى معنى كردهاند، و چنان مىنمايد كه اگر اين آيه را با گفته ديگر خدا وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ [٢٥] مقابله كنيم، توقير خدا حقا به معنى شناخت قدر او از طريق معرفت به نامها و صفات نيكوى او حاصل مىشود، و اين جز از طريق پرستش او و پيروى از فرستادگان و رسالتهاى او به دست نمىآيد.
سپس نوح از بعضى از آيات و نعمتهاى الاهى كه راهنماى به ايمان آوردن به خدا و تسليم شدن به او است يادآورى مىكند كه از آنها توقير و بزرگداشت او، در صورت توجه كردن انسان به آن و قصد شكرگزارى پيدا كردن او، نتيجه مىشود، و نخستين آن نعمتها آفرينش انسان و نظام آفرينش او است.
/ ٤١٣ «وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً- و شما را در مراحل گوناگون آفريد.» و اين كلمه «أطوار» را چند معنى است
١- مراحلى كه آدمى در آفرينش خود از آنها مىگذرد، از نطفه و علقه و مضغه و ... تا اين كه به سالخوردگى مىرسد، و ناگزيرى بشر از عبور از اين اطوار دليل بر آن است كه مالك امر نفس خود در همه چيز نيست، و زندگى او محكوم به قانون و نظامى است كه او را به قانونگذار و ناظم آن هدايت مىكند، به همان گونه كه بر حساب و جزا نيز راهنماى او است، بدان جهت كه بيرون رفتن از زمين، همچون چگونگيهاى آفرينش، حقيقتى است كه هيچ كس نمىتواند منكر آن شود يا قدرت مقاومت در برابر آن داشته باشد.
٢- تنوّع بشرى كه به تكامل آن مىانجامد، چه خدا مردمان را از لحاظ موهبتها و تواناييها و جهت گيريها مختلف آفريده است، و اين امر كامل كننده عبور آنان از جريان زندگى است، چه مثلا همه آنان را فرمانروا يا پزشك نيافريده است.
و اين نعمتى بزرگ از خدا است، و اگر جز اين مىبود زندگى حالت قسرى و
[٢٤] - به همان منبع رجوع كنيد كه از ١٥ رأى درباره اين آيه سخن گفته است.
[٢٥] - الأنعام/ ٩١.