تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٩ - شرح آيات
باطل ايشان را بر ايشان زشت و ناپسند مىشمارد و مىگويد
«أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ- آيا هر يك از ايشان طمع در آن بسته است كه به بهشت نعيم درآيد؟»/ ٣٧٩ در آيه اشارهاى به آن است كه آن كس درآمدن به بهشت را با دورى جستن از راه و در ورودى آن رد كرد، چگونه مىخواهد به آن وارد شود؟ آيا منتظر آن است كه كسى بيايد و او را كه خواستار درآمدن به بهشت نيست بگيرد و به آن داخلش كند؟
«كَلَّا- هرگز چنين نخواهد شد.» اين كارى غير ممكن است و هيچ كس نمىتواند، جز از راه در بهشت، به آن داخل شود، و حتما بايد براى اين داخل شدن سعى و كوشش كرده باشد، و بال آرزو و طمع صاحب خود را جز به آتش و هلاكت نخواهد رساند. و پروردگار ما گفت: «يدخل» به صورت مبنى بر مجهول تا اين مطلب را بيان كند كه صاحب تمنى و آرزو خود تلاشى نمىكند، و نجات خود را به توسط شخص ديگرى در آرزو مىپرورد، ولى هيچ كس چنين كارى را براى او انجام نخواهد داد، چه خدا و اولياى او دشمنان ويند، و اما شريكان در اين كار سود و زيانى ندارند.
سپس انسان در آن هنگام كه درباره آفريدگان خويش و بلكه درباره آفرينش خود مىانديشد، به يك حقيقت مهم دسترس پيدا مىكند كه همه آرزوها و آزمنديهاى او را از اساس برمىاندازد، و آرزوها هرگز كسى را به بهشت پر نعمت در نمىآورد، چه با اين نظر و تفكر هيچ چيزى را نمىيابد كه در خلأ و بدون قانون و سنت دوران كند، و خود او نيز از اين جمله است.
«إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ- آنان را از آنچه مىدانند آفريديم.» و اين اشاره به آفرينش مادّى (عناصرى كه از آن به وجود آمده) و معنوى (احوال و قوانين و سنتها) انسان است و انديشه ديگرى بيان كننده رابطه ميان فرو ريخته شدن آرزوها به توسط قرآن و اشاره او به آفرينش مردمان است، و آن اين كه انسان داراى دو جنبه است كه ناگزير بايد مكمل يكديگر باشند. يكى از آن دو