تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٨ - شرح آيات
خويش را در زير عرش قرار داد، و پاى چپ را مقدم داشت، و از آن زمان كه خدا او را آفريده چشم خود را نگردانده و منتظر آن است كه چه وقت فرمان خدا مىرسد»، [٣٣] و در روايتى ديگر چنين آمده است: «تا مبادا پيش از آن كه چشمش باز شود فرمان صيحه كشيدن برسد، و تو گويى كه دو چشم او دو ستاره درخشان است». [٣٤]/ ٢٨٢ به سبب قدرت عظيمى كه خدا به او عنايت كرده، براى آن كه زندگان را با دميدن نخستين هلاك كند، و با دميدن دوم آنها را برخيزاند، به بيش از يك بار دميدن نياز ندارد. و علامه طباطبايى گفته است: و در توصيف دميدن به يك بار دميدن اشاره به معنى امر و فرمان و نفوذ قدرت است، پس هيچ سستى در آن نيست كه نيازمند به تكرار دميدن باشد. [٣٥] چه دميدن صاعقه آسا و هولناكى است كه نه تنها جانها را هلاك مىكند، بلكه كاينات را متزلزل مىسازد و تو گويى كه تريليونها تريليون بومبهاى هستهاى است كه يكباره منفجر شده است و جهان و نظام آن را به هم مىريزد، بدان سان كه زمين از مدار خود خارج مىشود، و كوهها از جا كنده مىشوند و خدا آنها را به يكديگر مىكوبد.
«وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً- پس برداشته مىشود زمين و كوهها و يكباره ويران مىشوند.» اصل معنى دكّ ويران شدن است، و چون گويند «دكّ الجدار» يعنى ديوار را ويران و با زمين يكسان كرد، و اين را نمىدانيم كه آيا خدا پارههاى زمين و كوهها را با تمركز جاذبه موجود در آنها به يكديگر مىزند يا به تمامى بلند مىكند و سبب متلاشى شدن آنها مىشود، يا كوهها را بر زمين مىكوبد يا به عكس اين مىكند، يا مجموع آنها را با ستارهاى ديگر برخورد مىدهد. مهم اين است كه آنها
[٣٣] - همان منبع، ص ٢٦١.
[٣٤] - همان منبع، ص ٣٦٢.
[٣٥] - الميزان، ج ١٩، ص ٣٩٧.