تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨١ - شرح آيات
است كه بيشتر سورههاى آن مكّى است مگر سورههاى (الانسان و الزلزلة و النصر)، و اهتمامى كه پروردگار ما درباره آن ابراز داشته، به سبب علم او به مقام آن در ساختن شخصيت انسان است.
آن كس كه در گفتههاى قرآن درباره آخرت تتبّع كند، درمىيابد كه از آن به نامهاى گوناگونى تعبير شده كه در ظاهر و بعضى از مضامين با يكديگر اختلاف دارند، و چنان مىنمايد كه هر اسم از ناحيه يا مرحلهاى زمانى از آن حكايت مىكند، ولى چيزى كه هست اين كه هدف آن يكى و تجزيه ناپذير است، و آن كشت كردن ايمان به آخرت در جانهاى مردمان و هر چه بيشتر و عميقتر آن را جايگزين كردن است، تا از اين راه بينش و بصيرت نسبت به ديگر حقايق حاصل آيد. و در اين جا آيات ما را با نامى از نامهاى قيامت،/ ٢٦٧ و از راه بلاغتى عالى، آشنا مىسازد كه قلبها از آن به اهتزاز درمىآيد، و پوست بدن مؤمنان ارتعاش پيدا مىكند.
«الْحَاقَّةُ- حق واقع شونده.» مفسران را گفتههاى فراوان در معنى اين كلمه است، و در اين باره كه چرا قيامت به اين ناميده شده. برجستهترين آنها تفسيرهاى آينده است، اولا: به معنى لازم و واجب الوقوع، و خداى تعالى گفت وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ [١] يعنى واقع شد و آن را واجب كردم، و گفت أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ، [٢] يعنى واجب و لازم شد، ثانيا: فرا گيرنده؟ در المنجد آمده است: حاق بهم العذاب يعنى فرود آمد و احاطه كرد، و مصدر حيق به معنى چيزى از كردار مكروه و زشت است كه او را فرا گرفته و ملازم او شده است، و خداى تعالى گفت وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ [٣] يعنى واقع و محيط نمىشود مگر بر ايشان، و گفت أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
[١] - السجدة/ ١٣.
[٢] - الزمر/ ١٩.
[٣] - فاطر/ ٤٣.