تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٤ - ثالثا ناسپاسى در برابر نعمت
هرگز چنين نيست ... علم غيب به خدا اختصاص دارد، و چون آن را بيرون آورد، يا در رسالتهاى او است و يا در نزد رسولانى كه بخواهد، چه تنها آنانند كه از راه وحى با او اتصال دارند. و آن كس كه خواستار اتّصال به غيب است، هيچ راهى جز تصديق كردن به رسالت و رسول ندارد وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ، [٧٨] و مترفان آنان را تكذيب مىكنند پس چگونه مدعى علم غيب مىشوند؟
علم غيب در نزد خدا است و تنها او است كه مىتواند آن را با قلم بر لوح مقدرات بنويسد، زيرا كه او از گمان و تخمين پيروى نمىكند. امّا آدميان، اگر هم مدّعى اين علم باشند/ ٢٥٠ (همچون ستاره شناسان و كاهنان)، بدان سبب كه به آن قطع ندارند، آن را با نوشتن تثبيت نمىكنند. و مترفان مدّعى علم غيب، پيش خود چنين گمان مىكنند كه اموال ايشان باقى خواهد ماند و در آينده افزايش پيدا خواهد كرد، و اين را نمىدانند كه شايد در علم خدا از آن كاسته شود، و خداى تعالى گفته است أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا وَ قالَ لَأُوتَيَنَّ مالًا وَ وَلَداً* أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً* كَلَّا سَنَكْتُبُ ما يَقُولُ وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ مَدًّا. [٧٩] تا زمانى كه از شرف داشتن علم محروماند، نياز شديدى به مصادر آن (رسالت) دارند، و تكذيب كردن آنان به اين مصادر و منابع دليلى بر گردنكشى و انكار ايشان است.
[٤٨- ٥٠] سببهاى سهگانهاى كه ذكر آن گذشت، حركت تغييرى را در محيطهاى مترفان با چالشهاى سخت مواجه مىسازد كه مىتواند الهام بخش بعضى از مردم به اين امر باشد كه تغيير قطعا غير ممكن است، و اين امر دو خطر براى مصلحان دارد
اول: خطر بازگشت از خط سير، همچون نتيجهاى طبيعى از قطع اميد به
[٧٨] - آل عمران/ ١٧٩، و اين آيه كريمه در سياق براى كنار گذاشتن اتراف و مترفان آمده است.
[٧٩] - مريم/ ٧٧ تا ٧٩.