تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٢ - ثانيا اعتقاد به اين كه رسالت مايه زيان است
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ- يعنى با نعمتها در معصيتها. [٧٦] و در روايت ديگر آمده است كه: «مردى از بنى اسراييل گفت: پروردگارا! چه اندازه معصيت تو كنم و تو مرا به آن نگيرى؟! پس خدا به پيامبر زمان او وحى فرستاد كه به او بگو: چه اندازه عقوبت در حق تو روا داشتهام كه تو به آن توجهى نكردهاى، جمود دو چشمت و سختى قلبت، اگر عقل داشته باشى، استدراج من و عقوبت تو است»، و در/ ٢٤٨ الكشاف زمخشرى آمده است كه گفتهاند: «چه بسيار كسان كه مستدرج با احسان به سوى خداوند، و چه بسيار كسان كه مفتون به ثناى بر خودند، و چه بسيار كسان كه مغرور به پوشيده بودن بر خودند».
ثانيا: اعتقاد به اين كه رسالت مايه زيان است.
[٤٦] و بيمارى سختى مستولى بر قلوب مترفان است كه آنان را به تكذيب رسالت و رسول و هر حركت اصلاحى در جامعه دعوت مىكند، و آن فهم نادرست ايشان نسبت به اين امر است كه پاسخ مثبت به رسالت دادن و از مصلحان پيروى كردن زيانى است كه مخالف مصالح ايشان است و از طبيعت سرمايه و سرمايه داران ترس است. ولى آيا رسالت براى آن آمده است كه از ما چيزى بگيرد و يا در نواحى مختلف زندگى فردى و اجتماعى و تمدنى چيزهاى فراوان به ما بدهد؟
آرى، گاهى كه انسان برنامههاى انفاقى را كه رسالت خدا آن را واجب كرده و رهبريهاى مكتبى مردمان را به آن مىخوانند ملاحظه مىكند، چنان به نظرش مىرسد كه اين انفاق كردن يك زيان است، ولى بصيرت نافذ كاملا مخالف اين نظر است، چه، جامعهاى كه قوانين الاهى بر آن حكومت مىكند، از لحاظ اقتصادى و عمرانى و تمدنى به منفعت مردم و حتى به مصلحت صاحبان ثروت رشد مىكند، و اين رشد نتيجه برنامههاى رشد و گرداندن جامعه است كه در آن رسالت ملاحظه مىشود. و هيچ دليلى بر اين قاطعتر از تحقيق در تجربه مجتمعى جاهلى و عقب مانده در شبه جزيره عربستان و مقارن بودن آن با واقع اسلام در آن هنگام كه به
[٧٦] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٩٧.