تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٩ - اولا
متوجه مىشوند، چه آخرت در حقيقت بازتابى از اعمال انسان در دنيا است، و در نتيجه تمايز در پاداش در آنجا تصويرى از تمايز اعمال و صفات در اين دنيا است، و اين خود احساس به مسئوليت را در جانها عميقتر مىسازد و آدمى را بر آن مىدارد كه هر چه بيشتر و بهتر تسليم پروردگار خويش شود و از فرصت دنيا براى بهرهبردارى از آن در آخرت استفاده كند.
«وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ- و آنان را به سجود مىخواندند در حالى كه سالم بودند.» از لحاظ مادى و معنوى سالم بودند، و عذرى براى انجام ندادن دعوت پروردگارشان جز آن نداشتند كه هوى و هوس را به جاى خداى عزّ و جلّ برگزيده بودند، و شايد از دو آيه ٤٢- ٤٣ انديشه مهمى وابسته به رفتار در دنيا به شخص الهام شود، و آن اين كه: در آن هنگام كه آدمى نعمتهاى ارزانى داشته خدا به او همچون سلامتى و ثروتمندى را چنان كه بايد مورد بهرهبردارى درست قرار نمىدهد، آن نعمتها از او سلب مىشود و نمىتواند از آنها سودى به دست آورد، يا اين كه خدا به سبب ادامه دادن وى به معصيت و جرم توفيق را از او سلب مىكند، و حتى كار به جايى مىرسد كه گاه در فكر توبه و استجابت دعوت پروردگار خويش مىافتد ولى به اين كار توفيق حاصل نمىكند، بدان سبب كه دلش مهر خورده است. [٧١] [٤٤- ٤٥] و از آن جا كه مترفان ادامه نعمتهاى خدا را براى خودشان دليلى بر خرسندى خداى تعالى از خويش مىدانند، به تكذيب رسالت و محاربه با رسول با اعتماد بر آن ادامه مىدهند، آيات خدا در اين باره تأكيد مىكند كه حقيقت عكس اين است، چه خدا از طريق تدبيرى حكيمانه با آن مكر مىورزد،/ ٢٤٦ و چه كيد و مكرى بزرگتر از كيد خدا است كه آدمى آن را خير تصوّر مىكند در صورتى كه شرّى بزرگ است، و متضمن نبردى مستقيم ميان آفريدگار بزرگ جبار سخت عذاب و آفريدهاى حقير و ضعيف و مسكين است كه به پاى خود به سوى او پيش مىرود و
[٧١] - الدر المنثور، ج ٦، در تفسير آيه.