تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٧ - اولا
هست مشاهده كنند، و آيا ساق جز آن هنگام كه پوشش از روى آن برداشته شود قابل ديدن خواهد بود؟
بدين گونه بطلان حكم مجرمان به مساوى بودنشان با مسلمانان آشكار مىشود، و هيچ كتابى نيست كه ادعاى آنان را تأييد كند، و نه سوگند غليظى كه خدا به سود ايشان ادا كرده باشد، و نه شريكى وجود دارد كه، اگر خود اين را در دنيا آشكار نكردند، در روز قيامت سودى برايشان داشته باشد، پس بهتر است كه تا فرصت باقى است به حق گردن نهند و به جاى ادامه دادن به جريمه تسليم خدا شوند، و گرنه چيزى از اينها به اندازه سر مويى در آخرت به درد آنان نمىخورد.
«وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ- و آنان را به سجده كردن دعوت مىكنند.» دعوتى تشريعى است كه منادى حق در آن روز بيان مىكند، و تكوينى كه هول و هراس وقوف در قيامت و عظمت تجليات حقيقت آن را واجب مىسازد، و در آن هنگام مؤمنان نداى پروردگارشان را با طبيعت تسليمى كه در دنيا بر آن بودهاند، و به سبب ترس از مقام خدا، اجابت مىكنند، بلكه هيچ يك از اهل محشر نيست/ ٢٤٤ مگر اين كه دعوت حق را اجابت كند، جز اين كه خداوند متعال به حكمت خود مجرمان را از اجابت باز مىدارد.
«فَلا يَسْتَطِيعُونَ- پس آنان نمىتوانند.» در حديثى به جا مانده از پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- آمده است
«اصلابشان طبقه واحد مىشود»، [٦٨] يعنى ستون فقراتشان به صورت يك قطعه درمىآيد، و در نور الثقلين از امام رضا- عليه السلام- روايت شده است كه گفت: «فقرات منافقان به هم جوش مىخورد و نمىتوانند سجده كنند»، [٦٩] و آيه علاوه بر اين معنى ظاهرى از معنى عامترى حكايت مىكند، و آن اين است كه مجرمان در روز قيامت هيچ آزادى ندارند، تا بدانند كه، چنان كه گمان مىكردند،
[٦٨] - الكشّاف، ج ٤، ص ٥٩٥.
[٦٩] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٩٥.