تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٩ - داستان مالكان باغ جنت
خود او است. و بدين گونه به آنجا راه مىيابيم كه بدانيم از مهمترين حكمتهاى خدا كه به دنبال مؤاخذه كردن/ ٢٢٦ از بندگانش با گرفتار شدن آنان به سختى و بدبختى و رنگهاى گوناگون از عذاب در دنيا مىآيد، همانا اصلاح كردن مسير و راه بشر است، و اين كار از زنده شدن ضمير و انگيخته شدن عقل او به ميانجيگرى همان رنج و عذاب فراهم مىآيد، چنان كه خداوند متعال گفته است: «فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ، ... [٥٤] پس ما مسلمانان چه بسيار نيازمند آنيم كه درباره داستان آن برادران بينديشيم كه از آيات خدا عبرت گرفتند و چون جنت خود را نابود شده ديدند، به خود بازگشتند و به جستجوى حقيقت پرداختند، و ما نيز خود را عوض كنيم تا خدا نيز وصفى را كه در آن به سر مىبريم دگرگون سازد، چه آن باغى كه طائفى از خدا بر آن طواف كرد، بسيار شبيه است به آبادى و تمدنى كه عوامل انحطاط و پس ماندگى همه محصول آن را بريده و از بين برده است.
اگر آنان به نداى مصلحان گوش فرا مىدادند، به آن نهايت و نتيجه هولناك نمىرسيدند ... و به همين گونه هر امت و ملت رستگار نمىشود مگر آن كه قدر و قيمت مصلحان انقلابگر را بشناسد، و به اندرزهاى آنان گوش فرا دارد، و اتمام حجت و بيم دادن ايشان را پاسخ مثبت دهد. و ميانه سال برادران صاحب جنت همين كار را بر عهده گرفت، و در آغاز كه به شتاب تصميم بر خطا كارى گرفتند به معارضه با ايشان برخاست، و از عذابى كه به حق به آن رسيدند ياد كرد، و همه مسئوليت را بر دوش ايشان گذاشت، و از صدمهاى كه در ارشاد ايشان بهره آنان شد، به درمان مؤثر آنان پرداخت.
«قالَ أَوْسَطُهُمْ- آن كه در ايشان ميانه سال همه آنان بود گفت.» در آن حال كه امور را به يادشان مىآورد و ملامتشان مىكرد، و در عين حال به ارشاد آنان مىپرداخت
[٥٤] - الانعام/ ٤٢.