تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٥ - شرح آيات
مقصود بالذات نيست، بلكه در حقيقت كنايههايى از صفاتى معنوى يا مقارناتى از آنها است كه به اخلاق آدمى پيوستگى دارد، و گواه بر اين امر چيزى است كه در خصوص ريشه كلمه وجود دارد و در كتابهاى لغت مىخوانيم كه: عتله يعنى او را كشيد و به عنف كشيد، [٣٠] و خداوند متعال خازنان آتش را، در كتاب خود، براى عذاب دادن گناهكار چنين فرمان داده است خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ [٣١] يعنى با نيرو و عنف او را برانيد، عتل به معنى جفا كار خشن است، [٣٢] و در بعضى از روايات آمده است كه رسول اللَّه (ص) گفت: «سيرى ناپذير و بد خلق و پرخور و پرنوش و ستمگر»، [٣٣] و از ابن مسكان از محمد بن مسلم روايت شده است كه گفت: از امام صادق- عليه السلام- درباره معنى آيه پرسش كردم و او گفت
«عتل به معنى بسيار كافر است»، [٣٤] و آنچه به نظر من مىرسيد آن است كه اين كلمه بسيارى از صفات شر و باطل را شامل مىشود، و انسان در آن هنگام عتل است كه انحراف او بسيار بزرگ بوده باشد بدان گونه كه امام صادق (ع) گفته است، و صفات بد يكديگر را براى فرو فرستادن او به حضيض بدى و گناهكارى به مدد خوانند، و همين امر است كه سياق قرآنى به آن اشاره كرده و عتل را از آخرين صفات خوانده و آشكار كرده است كه پس از فراهم آمدن بسيارى از صفات بد در انسان «بعد ذلك» مىآيد و در منتهاى شر و بدى و مجموعهاى از اخلاق پست و زشت است.
ب: الزّنيم ... به معنى چسبيده است، و مزنّم به كسى گويند كه خود را، همچون انگلى، به قومى بسته كه از آن قوم نيست و به او نيازى ندارند/ ٢١٥ و تو گويى
[٣٠] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٩٤، به نقل از مجمع البيان.
[٣١] - الدّخان/ ٤٧.
[٣٢] - المنجد، ماده عتل.
[٣٣] - مجمع البيان، ج ١٠، در تفسير آيه.
[٣٤] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٩٤ به نقل از عيون الاخبار.