تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦
نگرفت، و تنها گروهى اندك به او ايمان آوردند.
تعبير به عَلَى الأَرْض: «بر صفحه زمين» نشان مىدهد: هم دعوت نوح جهانى بوده، و هم طوفان و عذابى كه بعد از آن آمد.
«ديّار» (بر وزن سيّار) از ماده «دار» به معنى كسى است كه در خانهاى سكنى مىگزيند، اين واژه معمولًا در موارد نفى عام به كار مىرود، مثلًا گفته مىشود: ما فِى الدَّارِ دَيَّارٌ: «در خانه احدى ساكن نيست». «١»
***
آن گاه، «نوح» براى نفرين خود استدلال مىكند و مىافزايد: «زيرا اگر آنها را واگذارى بندگانت را گمراه مىكنند، و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمىآورند»! «إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً».
اين، نشان مىدهد كه: نفرين انبياء، از جمله نوح عليه السلام از روى خشم، غضب، انتقامجوئى و كينهتوزى نبوده، بلكه روى يك حساب منطقى صورت گرفته است، و نوح مانند افراد كم حوصلهاى نبود كه با كوچكترين چيزى از جا در برود و دهان به نفرين بگشايد، بلكه بعد از نُهصد و پنجاه سال دعوت، صبر، شكيبائى و خون دل خوردن، و بعد از يأس كامل، زبان به نفرين گشود.
در اين كه نوح از كجا فهميد اينها ديگر ايمان نمىآورند، و علاوه بر آن، بندگان خدا را كه در آن محيط بودند گمراه مىسازند، و از اين گذشته نسل آينده آنان نيز فاسد و مفسد است؟!
بعضى گفتهاند: از طريق آگاهى بر غيب بود كه خدا به او داده بود.
اين احتمال نيز داده شده كه: نوح عليه السلام اين مطلب را از وحى الهى استفاده