تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠
آفرينش حاكم است، و به تعبير ديگر: همين اختيار و آزادى انسان نيز با مشيت او است، و هر لحظه بخواهد مىتواند آن را بگيرد.
سوم اين كه: مىگويد آنها به هيچ قيمتى ايمان نمىآورند مگر اين كه خداوند بخواهد و آنها را مجبور سازد، و مىدانيم: خدا كسى را اجبار به ايمان يا كفر نمىكند.
البته تفسير اول و دوم بهتر و مناسبتر است.
و در پايان آيه، مىفرمايد: «او اهل تقوا و آمرزش است» «هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ».
شايسته است از عقاب او بترسند، و از اين كه چيزى را شريك او قرار دهند بپرهيزند و نيز شايسته است: به آمرزش او اميدوار باشند.
در حقيقت اين جمله اشارهاى به مقام «خوف»، «رجاء»، «عذاب» و مغفرت الهى است، و تعليلى است براى آيه قبل.
لذا در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: در تفسير اين آيه فرمود: خداوند مىگويد: أَنَا أَهْلٌ أَنْ أُتُّقِىَ، وَ لا يُشْرِكَ بِى عَبْدِى شَيْئاً وَ أَنَا أَهْلٌ أِنْ لَمْ يُشْرِكْ بِى شَيْئاً أَنْ أُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ:
«من شايسته اين هستم كه از من پرهيز شود، و بندهام چيزى را شريك من قرار ندهد، و من شايستهام كه اگر بندهام چيزى را شريك من قرار ندهد، او را داخل بهشت كنم». «١»
گرچه تمام مفسران تا آنجا كه ما ديدهايم، «تقوا» را در اينجا به معنى «مفعولى» تفسير كردهاند و گفتهاند: خدا شايسته اين است كه از او (از شرك و معصيت او) بپرهيزند، ولى، اين احتمال نيز هست كه به معنى «فاعلى» نيز تفسير