تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦
است» چه اشخاصى هستند؟
جمعى گفتهاند: منظور «منافقان» است؛ چرا كه در آيات قرآن، اين تعبير درباره آنها آمده است، چنان كه در آيه ١٠ سوره «بقره» كه به قرينه آيات قبل و بعد در مورد منافقان سخن مىگويد، مىخوانيم: فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً: «در دلهاى آنها يك نوع بيمارى است و خداوند بر بيمارى آنها مىافزايد».
و اين را دليل بر مدنى بودن آيه فوق گرفتهاند؛ زيرا گروه منافقان به هنگام قدرت اسلام در «مدينه» پيدا شدند نه در «مكّه».
ولى بررسى موارد اين تعبير، در آيات قرآن، نشان مىدهد: اين تعبير منحصر به منافقان نيست، بلكه به تمام كفارى كه حالت عناد، لجاج و دشمنى نسبت به آيات حق داشتند اطلاق شده است، حتى گاهى عطف بر منافقان شده كه ممكن است دليل بر دوگانگى آنها باشد، مثلًا در آيه ٤٩ سوره «انفال» مىخوانيم: إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ: «هنگامى كه منافقان و آنها كه در دلهايشان بيمارى بود مىگفتند: اين گروه (مسلمانان) را دينشان مغرور ساخته»، و همچنين آيات ديگر.
بنابراين دليلى بر نفى مكّى بودن اين آيه وجود ندارد، به خصوص اين كه:
هماهنگى و ارتباط كاملى با آيات قبل دارد كه نشانههاى مكّى بودن در آنها كاملًا نمايان است (دقت كنيد).
سپس به دنبال اين گفتگوها كه درباره چگونگى بهرهگيرى مؤمنان و كافران بيمار دل از سخنان الهى بود، مىافزايد: «اين گونه خداوند هر كس را بخواهد گمراه مىسازد، و هر كس را بخواهد هدايت مىكند» «كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ».