تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧
خواهى كرد». «١»
٢- اين دادگاه وجدان، توصيه، رشوه، پارتى و پروندهسازى رائج بشرى را نمىپذيرد، همانطور كه درباره دادگاه قيامت نيز مىخوانيم: وَ اتَّقُوا يَوْماً لاتَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ: «از آن روز بترسيد كه هيچ كس به جاى ديگرى مجازات نمىشود، و نه شفاعتى پذيرفته مىگردد، و نه فديه و رشوهاى، و نه يارى مىشوند». «٢»
٣- محكمه وجدان مهمترين و قطورترين پروندهها را در كوتاهترين مدت رسيدگى كرده، حكم نهائى خود را به سرعت صادر مىكند، نه استيناف در آن هست، نه تجديد نظر، و نه ماهها و سالها سرگردانى، همانطور كه در دادگاه رستاخيز نيز مىخوانيم: وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَ هُوَ سَرِيعُ الْحِسابِ: «خداوند حكم مىكند و حكم او رد و نقض نمىشود و حساب او سريع است». «٣»
٤- مجازات و كيفرش بر خلاف مجازاتهاى دادگاههاى رسمى اين جهان، نخستين جرقههايش در اعماق دل و جان افروخته مىشود، و از آنجا به بيرون سرايت مىكند، نخست روح انسان را مىآزارد، سپس آثارش در جسم، و چهره و دگرگون شدن خواب و خوراك او آشكار مىشود، همانطور كه درباره دادگاه قيامت نيز مىخوانيم: نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ* الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الأَفْئِدَةِ: «آتش بر افروخته الهى* كه از قلبها زبانه مىكشد»!. «٤»
٥- اين دادگاه وجدان، چندان نياز به ناظر و شهود ندارد، بلكه معلومات و آگاهىهاى خود انسان متهم را به عنوان «شهود» به نفع يا بر ضد او مىپذيرد! همانطور كه در دادگاه رستاخيز نيز، ذرات وجود انسان حتى دست و پا و پوست