تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٩
بايد به كيفر آن اعمال قفل شود، و از كار بيفتد، كه اين خود عذاب و شكنجه دردناكى است كه در چنان صحنهاى انسان قدرت بر دفاع از خويش، و يا عذرخواهى نداشته باشد.
در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «خداوند برتر و عادلتر و بزرگتر از آن است كه بندهاش عذر موجهى داشته باشد و به او اجازه عذرخواهى ندهد، بلكه آنها در حقيقت هيچ عذر موجهى ندارند كه مطرح كنند». «١»
البته از بعضى از آيات قرآن استفاده مىشود: در قيامت مجرمان گاهى سخن مىگويند، اين به خاطر آن است كه- همان گونه كه قبلًا هم اشاره كردهايم- در قيامت مواقف زيادى است، در بعضى از مواقف زبان از كار مىافتد و نوبت به گواهى اعضاء مىرسد، و در بعضى ديگر، زبان گشوده مىشود، و مطالبى را بازگو مىكند كه نشانه حسرت و اندوه شديد و سرگردانى و بدبختى آنها است.
***
باز در پايان اين مقطع مىگويد: «واى در آن روز بر تكذيب كنندگان» «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ».
***
در مقطع ديگر، روى سخن را به مجرمان كرده، به عنوان حكايت از صحنه آن روز، مىگويد: «امروز همان روز جدائى است كه همه شما و پيشينيان را در آن جمع كردهايم» «هذا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْناكُمْ وَ الأَوَّلِينَ».
امروز همه انسانها را بدون استثناء از اولين گرفته، تا آخرين، همه را براى حسابرسى و فصل خصومت در اين عرصه و دادگاه بزرگ گرد آوردهايم.
***